سنهء 1314 يا 1315 در ماه شوّال بوسيلهء عمل جرّاحى كه در حنك او به عمل آمد ، يا بوسيلهء سمّى كه به او خورانيدهاند ، يا به موت حتف أنف ( مرگ طبيعى ) از دنيا رحلت نموده است . « 1 » « سيّد در اسلامبول با آنكه سفرهء طعامش بر روى ميزى بلند و به طرز فرنگى چيده مىشد و مهمانان او همه با كارد و چنگال غذا مىخوردند ، او ميزبان ، تنها با پنج انگشت صرف غذا مىكرد ؛ و وقعى به آداب و عادات زمان نمىنهاد . » « 2 »
[ نقشههاى استعمار براى جلوگيرى از اتّحاد مسلمين و روى كار آمدن قرآن ]
از آنچه آورديم به وضوح روشن است كه مقصد انگلستان ، تفرّق و تشتّت مسلمين است كه به هر صورت و به هر شكل در هر زمان آن را عمل مىكند . و سيّد جمال الدّين اين واقعيّت را به خوبى إدراك نموده بود و براى گريز از آن ، جز اتّحاد مسلمين و تشكيل جبهههاى حرب - در صورت ضرورت - براى حفظ كيان اسلام و برگردانيدن عزّت آنها را به كانون اصلى و محور حقيقى خويش ، چارهاى نمىديد .
بنابراين ، آنچه امروزه در ميان اقوام مختلف دائر است از رواج انديشهء قوميّتپرستى و ملّيّتپرستى كه به آن ناسيوناليسم گويند ، در شكلها و قالبهاى پان ايرانيسم ، پان عربيسم ، پانتركيسم ، و پان هندوئيسم و غيرها كه در كشورهاى اسلامى با وسوسهء استعمار و تبليغ ايادى و بلندگوهاى آنان ترويج مىگردد ، و همچنين تشديد و تقويت نزاعهاى مذهبى شيعه و سنّى ، و ايضا قطعهقطعه نمودن سرزمين اسلامى و كشور پهناور عثمانى به صورت كشورهاى كوچك و رقيب با يكديگر ، همه براى مبارزه با آن انديشه و فكر ريشهكنكنندهء استعمار ، يعنى اتّحاد اسلام و به روى كار آمدن قرآن است .
هامش
( 1 ) « شرح حال و آثار سيّد جمال الدّين اسدآبادى » برداشتى از ص 53 تا آخر كتاب
( 2 ) همان مصدر ، ص 82