حنيف ، مجد و عظمتش را بازيابد . و براى وصول به اين هدف لازم بود كه قدرت دولت بريتانيا را در اقطار و اكناف مشرق زمين واژگون كند و سايهء شومش را از سر طوائف اسلاميّه بردارد و جمع نمايد . و سيّد در عداوت با راه و روش انگليسها داستانهائى داشت كه شرح آن به طول مىانجامد . »
[ فتنههاى انگليس در مستعمرات ، توسّط دستپروردههاى فراماسونى خود انجام مىگيرد ]
بارى ، يكى از طرق بلكه مىتوان گفت : راه منحصر به فرد انگلستان در سياست ايران و در سائر كشورها ، بواسطهء افراد دستپروردهء خود بود در داخل كشور ، به نام فراماسون ؛ كه در هرجا به تناسب اوضاع و محيط آنجا با عنوان آزادى همهء خرابيها را به بار مىآوردند ، و درست در خطّ تعليم و مشى سياست انگلستان قدم مىنهادند .
در « تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس » گويد :
« آزادى در ميان هر ملّتى كه بروز كرد ، آن ملّت را به خون و آتش كشيد و هستى آن را به باد داد ، و چنان آشوبى در آن مملكت پديد آورد كه خوب و بد را به آتش بيداد خود سوخت . بدبختانه اين آتش به خرمن ما نيز سرايت كرد و هستى ما را به باد داد .
يكى از اسباب مؤثّر نشر آزادى - برابرى و برادرى ، مجامع سرّى فراماسون است . من در فصل شصتم ( 60 ) شمّهاى از تاريخ اين مجامع سرّى را نوشتم .
از اوائل قرن نوزدهم ، پاى هر ايرانى متشخّص كه به اروپا رسيد ، مخصوصا به لندن ، او را به اين محفل سرّى دعوت كردند و امضاء گرفتند . و او را برادر و برابر خواندند و مهر كردند و دهانش دوختند . اين آدم ديگر دلباختهء آزادگان مىشد و خود را مطيع و پيرو دستور آنها مىدانست .
شايد يك روزى تاريخ صحيح اين محفل كه در ايران پيدا شده ، از قلم يك دانشمند و متتبّع ايرانى نشر شود . ولى تا حال اين موضوع در پردهء استتار