[ گفتار محمّد عبده ، در عداوت سيّد جمال الدّين با انگلستان ]
در « أعيان الشّيعة » بعد از بحث مفصّل در هويّت و شخصيّت سيّد جمال الدّين اسدآبادى ، از قول شاگردش شيخ محمّد عبده نقل مىكند كه :
« أمّا مقصده السّياسىّ الّذى قد وجّه إليه أفكاره و أخذ على نفسه السّعى إليه مدّة حياته و كلّ ما أصابه من البلاء أصابه فى سبيله ، فهو إنهاض دولة إسلاميّة من ضعفها و تنبيهها للقيام على شئونها ؛ حتّى تلحق الامّة بالأمم العزيزة ، و الدّولة بالدّول القويّة .
فيعود للإسلام شأنه ، و للدّين الحنيفىّ مجده ، و يدخل فى هذا تنكيس دولة بريطانيا فى الأقطار الشّرقيّة ، و تقليص ظلّها عن رءوس الطّوائف الإسلاميّة . و له فى عداوة الإنكليز شئون يطول بيانها . » « 1 » « و امّا هدف و مقصود سياسى سيّد كه افكارش را بدان متوجّه كرده بود و كوشش دربارهء آن را در مدّت حياتش بر خود فرض و لازم شمرده بود و هر بلا و مصيبتى كه بر او وارد شد ، در اين راه و هدف وارد شد ، اين بود كه مىخواست دولت اسلامى را از ضعفش رهانيده بر روى پايش قيام دهد ، و دولت را بفهماند و آگاه كند كه : بايد بر شئون خود قيام كند تا در نتيجه امّت اسلام به امّتهاى عزيز و سرافراز برسد و دولت اسلام به دولتهاى نيرومند و قوى ملحق شود .
تا اينكه اسلام به دوران شوكت و شأن از دستدادهء خود بازگردد ، و دين
هامش
( 1 ) « أعيان الشّيعة » ج 16 ، ص 264 ؛ و تمام مطالبى را كه ما در اينجا راجع به روش سياسى سيّد جمال الدّين از شيخ محمّد عبده آورديم ، همه را ميرزا حسين خان دانش اصفهانى مقيم اسلامبول در مكتوب خود ( در ص 85 و 86 ) كه ملحق به شرح احوال و آثار سيّد ( نوشتهء ميرزا لطف الله ) شده است ، به فارسى آورده و پس از آن گويد :
« امّا در اينكه آرزوى شهرت ذاتى و غرور نفس جبلّى ، مدخلى بزرگ در اين حركات داشت ، جاى هيچ اشتباه نيست . سيّد همواره خوش مىداشت كه با بزرگتر از خود بياويزد ، و با قوىتر از خود بستيزد . » - انتهى .