[ اختصاص مبالغ بسيار مهمّ در كشورها براى مقابله با مسائل قرآنيّه ]
در برنامهء سياسى اين كشورها كه بودجههاى خاصّى از كشور بوسيلهء دربار شاهان و رؤساى جمهور داشته است ، مبالغ بسيار مهمّى به عنوان مسائل جنسى و شيوع منكرات و مبارزه با مسائل قرآنيّه بوده است .
هامش
-و من لم يتّخذ ملكا صحيحا * فلا تغنى الجيوش و لا البنود ( 11 )( 1 ) جوانى و فتوّت خودم را سپرى كردم و طاقتم را در اين راه بذل نمودم ، امّا زندگى و حيات طبق دلخواه من نشد .
( 2 ) تا چه زمان من نفس خود را به عزم و اراده وادارم و برانگيزم ، و تا چه مقدار من كوشش كنم ، امّا غير من از آن بهره گيرد ؟
( 3 ) بپاخاستم و قيام كردم ، گفتند : به به ! عجب جوانمردى است ! پس از آن چون قوم و طائفهء خود را از كنه قضيّه باخبر ساختم ، نشست و قعود خوشايند من شد .
( 4 ) و مثل من با قوم من اين بود كه من با آنها با نهايت سعى و طاقت خودم بر آنها مىكوفتم ، امّا چه فائده كه آهن سرد شده بود ؛ و ضربات پتك من بر آنها اثرى بر جاى نمىگذاشت .
( 5 ) من در ميان قوم خودم تنها بودم و اميد است روزى بيايد و جمعى در قوم من از من تنها تفقّد كنند و به يارى و معاونتم برخيزند .
( 6 ) از براى ما در مشرق زمين وطنهائى است و ليكن بقدرى تنگ است و ما را مىفشرد همانطوركه لحدهاى گور تنگ است و جسم مرده را در آن فشار مىدهد .
( 7 ) ما در اين وطنها با حالت ذلّت و تهيدستى زندگى مىكنيم . و وارد شدن در آبشخوار نظم و انتظام در امور ما براى ما امر مباح و جائزى نيست .
( 8 ) دروغهائى كه سياست به ما مىگويد ، ادلّه و براهين واضحى است كه دست مكّار و حيلهگر سياست در جملهء كيدها و تزويرهايش براى ما مقرّر داشته است .
( 9 ) آنچه حكومتها به ما مىگويند و وعدهها مىدهند ، همهاش وعدههاى دروغ و باطل است . پس چقدر اينها ما را گول مىزنند ؟ و اين وعدههاى دروغ تا چه زمان ادامه دارد ؟ ! ( 10 ) در جائى كه حكومت و پادشاهى و مردمدارى بر اساس خدعه و تزوير باشد ، نه خدعه بر جاى باقى خواهد ماند و نه آن دستگاه حكومت كه با خدعه بپاخاسته است .