تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
تصرّف بلاد و استخدام مردم آنجا را براى عمل در كارخانجات و كارهاى سنگين معدن و در مقابل قوت لا يموت هم به آنها ندادن ، و جز قحط و گرسنگى و تلف نفوس‌هاى ميليونى ، و نداشتن فرهنگ و ادب و علم را بر چه مىتوان حمل كرد ؟ آرى ، آن لقمه‌اى كه بر روى خونى تهيّه شود ، آلوده است . آن كاخ و آن دربار و آن حكومت و سلطنت ، و آن دانشگاه و مدرسه ، و آن شهر و فضائىكه از دسترنج اين مردم محروم ، با مكر و خدعه تحصيل شده است همه‌اش متعفّن است ؛ بيمارىآور است .

[ عمل استعمارگران ، مانند عمل فراعنهء مصر در أهرام است با بردگان ]

گاندى وقتى به لندن رفت ، گفت : من تعجّب دارم اين جزيره چگونه فرونرفته است ، و در زير آب غرق نشده است ! گفتند : چطور ؟ گفت : براى آنكه آن‌قدر دولت انگليس در اين مدّت بدينجا از هندوستان طلا آورده است كه من گمان داشتم از سنگينى طلاها اين جزيره فرورفته است ! اين آبادانى شهرهاى كشورهاى استعمارى و آن خرابى شهرهاى مستعمره ، اهرام مصر طاغيان و فراعنهء مصر را به ياد مىآورد كه با آن عظمت و شكوه بنا شده است و حقّا براى بعضى دشوار است قبول كنند كه ساختمان كرهء زمين است ؛ در برابر رنج و زحمت سى هزار نفر برده كه قطعات سنگهاى سنگين را از فاصلهء يك هزار كيلومترى در مدّت سى سال آورده‌اند و در بين راه مرده‌اند ، و اجسادشان را در محلّى پست در كنار بارگاه عالى و مرتفع اهرام كه قبر آن طاغيانست ، به عنوان خدم و حشم دفن كرده‌اند تا در آن عالم از جنايات آنها دفاع كنند . آرى اينها همه دليل بر فساد و شقاوت آنهاست ، نه از بىخبرى مردم . دولت بلژيك جنايات و فجايعى كه در تاريخ به سر مردم محروم در كنگو ، براى حمل ادوات و مصالح معدن آورده است ، مگر جهان مىتواند فراموش كند ؟ !
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 135 | السيد محمد حسين الطهراني