عظمت و برترى قوميّت آنها را بر تمام افراد و ملل دنيا نشان داده و چنين وانمود مىكردند كه بايد براى ترقّى و پيشرفت ، از اين آداب و عادات پيروى كرد . « 1 » و « 2 » شرح و تفصيل آن بسيار به درازا مىكشد . اجمالا براى درهم شكستن حكومت اسلام و پاره كردن مركزيّت واحد آن ، چه از نقطهء نظر مكان و چه از نقطهء نظر أفهام و انديشهها ، چنان كه ديديم به حدّ اعلاى از جدّيّت و كوشش ، مساعى خود را به خرج دادند .
آنگاه دول استعمارچى بر سر هريك از اين كشورهاى قطعهقطعه كوچك ، يكى از نوكرهاى خود را گذاردند . و براى ادارهء امور ، خودشان بوسيلهء
هامش
( 1 ) مدارك نامبرده عبارت است از : « الحرب العامّة الاولى و الثانية » ، « خاطرات مصطفى كمال » ، « قيام عبد القادر بن عبد الكريم الجزائرى » ، « سعد زغلول پاشا » ، « مجلّة المختار » ، « النّظرات » شيخ محمّد عبده ، « العروة الوثقى » سيّد جمال الدّين اسدآبادى ، « تاريخ الدّولة الصفويّة » ، « قيام مصطفى آتاترك » ، « تمدّن اسلام » گوستاو لوبون ، « كلّيّات تاريخ تمدّن جديد » عبّاس اقبال آشتيانى « تاريخ روابط سياسى انگليس و ايران در قرن نوزدهم » تأليف محمود محمود ؛ و مشاهدات خود در قيام ملّت شريف ايران عهد نوين اسلامى مقدّس .
( 2 ) - أحمد أمين مصرى در كتاب « يوم الإسلام » ص 95 گويد : « و امّا مسألهء اختلاف در لغت و در جنس و در وطن در عصر حاضر ، و تفرّقى كه در اثر آنها داعيان فرنگى مآب به عمل مىآورند ، آفتش از آفت اختلاف و تفرّق در مذاهب شديدتر است . بعضى از ايشان افتخار به فراعنه مىكنند و بعضى افتخار به فينيقىها . اين افتخارات اگر توأم با حرّيّت و تسامح در عمل باشد قابل قبول است ، امّا گروهى گرفتار تعصّباند و به جهت تعصّب و طرفدارى از فرقهء خودشان ضدّ فرقهء ديگر دست به كارهاى شديد تعصّبآميز مىزنند و براى خودشان كارهائى را تجويز مىكنند كه براى ديگران نمىكنند ؛ آنگاه اين مسئله سبب نزاع و افتراق مىگردد . »