تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
آرى ! اين استعمار حقيقتى جز برده‌گيرى با صورت زشت و ناپسند ، در لباس اعانت و ترقّى و رشد و آزادى ندارد . همان‌طوركه گوستاو لوبون مىگويد : « بالا رفتن كاخهاى لندن و پيشرفت آن تمدّن در آنجا و در سائر كشورهاى استعمارگر ، بر روى انهدام و كشتار و قتل و غارت كشورهاى مستعمره ، و بر باد دادن ثروت و اخلاق و شرف آنها بنا شده است . » ( 11 ) و كسى كه راه سياست استوار و حكومت صحيحى را براى خود اتّخاذ ننمايد ، نه سپاه و لشكر به فرياد او مىرسد ، و نه حيله‌ها و تزويرها درد وى را درمان مىكند . در اينجا درست است كه بگوئيم : اشعار فوق از پيشگوئيهائيست كه همچون پيامبران ، انسان را به واقع امر و مضرّات سستى و تكاهل در برابر استعمار اجنبى آشنا مىسازد . و در اشعار ذيل صريحا بر علّت و سبب ذلّت اسلام و عرب ندا در داده است :
كم نكبة تحطّم الإسلام و العرب * و الإنكليز أصلها فتّش تجدهم السّبب ( 1 ) بل كلّ ما فى الأرض من ويلات حرب و حرب * هم أشعلوا نيرانها و صيّروا النّاس حطب ( 2 ) و استخدموا ملوكنا لضربنا و لا عجب * فملكهم بفرضهم كان و الّا لا نقلب ( 3 ) هم نصبوا عرشا لهم فى كلّ شعب فانشعب * وا سوأتا إن حدّث التاريخ عنهم و كتب ( 4 )
( 1 ) چه بسيار ذلّت و بدبختى كه اسلام و عرب را شكست و خرد كرد و اصل آن انگليس بوده ؛ علّت و منشأ آن را در آنها جستجو كن ! ( 2 ) نه تنها اسلام و عرب ، بلكه جميع آنچه را كه در روى كرهء زمين از فتنه‌هاى خانمان‌سوز جنگها و شرور غيظ و فسادهاى ريشه برانداز را كه ملاحظه كنى ، ايشان آتشش را فروزان و اخگرش را ملتهب نموده و مردم را همچون هيزم طعمهء آن ساختند . ( 3 ) انگليسها شاهان و حاكمانى را از ما براى درهم كوفتن ما استخدام نموده و در خدمت خود در آوردند ؛ و اين جاى شگفت نيست . چون قدرت و امارت اين شاهان به