فشارها و زورگوئيهائى را كه آوردهاند ، كه تعدادش يكى و صد تا و هزار تا نيست .
نمىخواهد راه دورى به روى ! اينك تأمّلى كن در أخبار و شدائد و مصيبتهائى را كه اهل جزائر در مدّت ساليان متمادى از اهل فرانسه كشيدهاند ، از هلاك كردن نفوس بىشمار و تخريب شهرها و تشديد بر اهالى آن ؛ و در آنچه را كه ممالك عربى از انگلستان كشيدهاند ، و آنچه را كه سياهپوستان و سرخپوستان از آمريكا كشيدهاند ، و اروپاى شرقى از جمهورى اشتراكى روسيّه و شوروى كشيده است ! و آن مصيبتها و مشكلات و مشقّتهائى كه خود ما از دست اينها و از دست آنها كشيدهايم ، تمام اينها در لفافهء نصيحت و مهربانى و لفظ كمك و اعانت ؛ و در معنى استعباد و استرقاق و در زىّ عبوديّت و بندگى و بردگى درآوردن بود . « 1 »
هامش
( 1 ) أحمد أمين مصرى در كتاب « يوم الإسلام » ص 119 تا ص 122 گويد :
« و همينطور در هر عصرى و شهرى يك نفر مصلح پيدا مىشد كه قوم خود را بيدار مىكرد ، و براى قيام و نهضت اصلاحى ضدّ استعمار مردم را بر مىانگيخت . چون دولتهاى اروپائى احساس كردند كه مسلمين از آنها كراهت دارند ، ايشان را همچون كودكان انگاشته ، و نام استعمار را برداشتند و به جاى آن نام « انتداب » را نهادند ( مشورت و رسيدگى به امور ، به دعوت و خواهش ملّت ) به گمان آنكه مسئله ، مسألهء لفظى است ؛ و ليكن مسلمين تا اين درجه نادان نبوده و گول نخوردند . چون جنگ جهانى اوّل در گرفت و به پايان رسيد ، پيشوايان دولتهاى اروپائى و آمريكائى در ايّام شدّت ، ندا به مبادى عدالت و حرّيّت و احقّيّت ملّتهاى مستضعفه به حقوق خود و به حاكميّت خودشان بر خودشان دادند ؛ چون جنگ تمام شد و ملّتها خواستند به حرّيّت خود بازگردند ، قيامها و ثورههاى ضدّ استعمارى در مصر و سوريّه و عراق و غيرها شروع شد . اين ملّتها طالب استقلال بودند ؛ بعضى پيروز شدند و برخى نشدند .
و پيوسته دلهاى اروپائيها بر كينه و فكر حربهاى صليبى كار خود را تا امروز