مغلوب ذليل ، به هر گونه كه بخواهد و اراده كند ؛ معنائى دارد كه اين دولتهاى غالب بر سر مغلوبان خود نياورده باشند ؟ ! فيا للّه العجب ! چگونه حكم اسلام را در نظير همين حكم به وجه اصلح و اتمّ ، استعباد و بردهگيرى مىگويند ؛ و امّا اين احكام و به پيرو آن اين گونه اعمالشان را بردهگيرى نمىگويند ؟ ! با آنكه اسلام با سهلترين و آسانترين وجه ، اسارت و استعباد را عمل كرده است ؛ و ايشان به مشكلترين و شديدترين وجه .
ما با چشم خود ديديم با ما كه به عنوان محبّت و حمايت و حفظ در كشورمان ريختند ، صداقت و محبّتشان چگونه بود ؛ تا چه رسد به حال كشورهائى كه بر آنها به عنوان دشمن و خصومت غلبه كردند ! و از همينجا ظاهر مىشود كه حكم به الغاء بردگى كه از ناحيهء آنان شده است يك بازى سياسى بيش نيست ، و در حقيقت قبول و اخذ بردهدارى است در صورت و پوشش منع .
امّا بردهگيرى از راه جنگ و قتال ، اسلام آن را تنفيذ كرده است ؛ ايشان هم عملا تنفيذ نمودهاند گرچه لفظا و لسانا نمىگويند .
امّا بردهگيرى از طريق فروش پدران ، فرزندانشان را كه ايشان منع كردهاند ، اسلام از پيش منع كرده بود .
امّا بردهگيرى از راه غلبه و سيطرهء حكم ، اسلام آن را از پيش منع كرده بود ، و ايشان اتّفاق بر منع آن نمودهاند ؛ و ليكن آيا اين منع فقط در مرحلهء گفتار پايان مىيابد ، و يا در مرحلهء عمل و معنى هم مىرسد ؟ ! پاسخ اين مسئله را بايد خودت بيابى ، به مرور كردن و مطالعهء تاريخ استعمارهاى اروپا در آسيا و در آفريقا و نيز در استعمارهاى آمريكا ، و فجايعى را كه مرتكب شدهاند و خونهائى را كه ريختهاند و اعراض و نواميسى را كه هتك كرده و مباح شمردهاند و اموالى را كه به غارت بردهاند و تحكّمات و
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 94
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩٤