تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
مىشود و از مشتهاى خود كه التذاذ به طعم غذاى مداوم باشد دست مىشويد . و بالجمله هيچ عاقلى در ترديد نيست كه بقاء و ابقاى حرّيّت مطلقه گرچه به يك لحظه باشد ، در جامعه متصوّر نيست ، همچنان‌كه سلب كلّى حرّيّت نيز متصوّر نيست . و هر فرد از افراد مجتمع پيوسته در ميان دو حدّ ( حدّ حرّيّت مطلقه و حدّ سلب حرّيّت مطلقه ) زيست مىكند . و اين امر ضرورى و حتمى است . بنابراين نام « حرّيّت مطلقه » كه از كثرت تبليغات غربىها گوش جهان را پر كرده به‌طورىكه مردم گمان برده‌اند كه اصولا اين اسم از لغات آنهاست نه از لغت‌هاى دگر ، و معناى آن نيز از مخترعات و اكتشافات آنهاست ؛ سر و صداى بىمحتوائى بيش نيست ، و واژهء بدون واقعيّت و اسم بلا مسمّائى است . اجتماع فطرى براى انسان برقرار نمىشود مگر آنكه بعضى از حرّيّت‌ها و آزاديهاى خود را در عمل رها كند ، و در تمتّعات ، عنان‌گسيخته نباشد و ميان دو حدّ زندگى نمايد .

10 - مقدار تحديد حرّيّت چقدر است ؟

مقدار تحديد حرّيّت موهوبهء فطريّه از ناحيهء اجتماع مختلف است . و به حسب اختلاف و كثرت و قلّت قوانين دائرهء معمولهء معتبرهء در ميان مجتمع ، مختلف مىشود . زيرا تقييدكنندهء حرّيّت بعد از اصل اجتماع ، قوانينى است كه در آنجا عملى مىشود . هر چه قوانين بيشتر شود ، حرمان از آزادى بيشتر مىشود ؛ و هر چه كمتر باشد ، حرمان از حرّيّت مطلقه نيز كمتر است .

[ اصل كلّى كه در همهء مجتمعات بدون استثناء موجود است ]

امّا آن اصل كلّى كه در همهء مجتمعات بدون استثناء موجود است و بدون آن ، انسان اجتماعى نمىتواند برقرار باشد و بايد پيوسته آن را حفظ كند و سهل و سبك نينگارد ، دو چيز است :

[ حفظ وجود اجتماع ]

حفظ وجود اجتماع ، زيرا در صورت فقدانش ديگر براى انسان حياتى