نواحى آفريقا كه بردهگيرى در آنجا معمول بوده است كشانده مىشدهاند . و امّا نظام بردهگيرى از راه جنگ و اسارت اسيران كه در خصوص اين مورد ، اسلام آن را انفاذ و امضا نموده است ، اصلا هيچگاه مورد بحث نبوده است .
9 - نگاهى به بناء حرّيّت انسان :
اين حرّيّت كه براى انسان ميدانند ، بر اساس شعور و ادراكات اوست . و چون تمام افراد بشر در شعور و ادراكات شريكند و اعطاء آزادى و حرّيّت به همهء آنها در جميع خواستهها و مراداتشان موجب سلب حقوق و تضارب آنها مىشود ، فلهذا بدون شكّ اين حرّيّت و آزادى بايد محدود شود . بيان اين مطلب بدين گونه است كه : انسان داراى شعور و فهم و ادراك است ، و غريزهء طلب و درخواست مشتهيات در او موجود است . و بدنبال اين طلب ، اراده و اختيار عمل مىكند و آنچه را كه با شعورش فهميده است و پس از آن با خواستش طالب آن بوده است اينك با ارادهاش دنبال مىكند و به مرحلهء تحقّق مىرساند و خارجيّت مىدهد .
تمام افراد انسان در اين شعور و طلب و اختيار تساوى دارند ؛ نه فرد قوى ادراكات و ارادهاش بيشتر ، و نه فرد ضعيف كمتر است . و به هيچوجه نمىتوان ارادهء فرد ضعيف را محدود به غير از آنكه فرد قوى اراده مىكند نمود ، و نيز نمىتوان مضمحلّ و فانى در آن اراده قرار داد . و از جائى كه تمام افراد ضعيف و قوى در سازمان انسانيّت شريكند و سهم مساوى دارند ، و در خلقت و فطرت يكسانند ، بنابراين اساس ، اصل الغاء حكم بردگى را نهاده و آن را برانداختهاند .
و ليكن چيزى كه هست اينست كه بايد ملاحظه نمود آيا به اصل حرّيّت و آزادى مطلق مىتوان عمل كرد ؟ ! و آيا بشريّت از روزى كه پا به جهان نهاده است ، روزى را پشت سر گذاشته است كه در آنروز آزاد صرف بوده باشد ؟ ! اين مطلبى است كه بسيار شايان تأمّل و دقّت است .