از دسترنج آنها بهرمند گردند ، بلكه بواسطهء احسانى كه در حقّشان نموده ، و به جهت حفظ نوع ، و احترام قوانين اخلاقيّهاى كه رفته رفته به سبب ترقّى و تعالى آنها در صراط مدنيّت برايشان ظهور نموده بود .
در وقتى كه عيش و ممرّ معيشت اين قبائل فقط از شكار حيوانات بود ، اين سنّت اسيرگيرى برايشان پديد نيامده بود ؛ زيرا كه با شكار نمىتوانستند نفقات و مخارج اسيران را كه بر عهدهء آنها بود تأمين كنند . امّا چون از اين مرحله ترقّى كرده و به شهر آمدند ، تمكّن از نفقات پيدا نموده ، كشتن را به اسارت تبديل كردند .
بواسطهء شيوع بردهگيرى در ميان امّتها و قبيلهها - به هر نحوى كه بوده است - در حيات اجتماعى انسان دو گونه اختلاف پديدار شد ؛ اوّل :
جهات انضباط و انتظام در مجتمعات تغيير كرد . دوّم : كارهاى مجتمع از اين به بعد تقسيم شد .
[ نقاطى كه در جهان از قديم بردهدارى معمول بوده ، و نقاطى كه معمول نبوده است ]
داستان بردهدارى در تمام اقطار معمورهء عالم از روزى كه دائر شد ، بر نهج واحد نبوده است . در بعضى مناطق همچون استراليا و آسياى مركزى و سيبريّه و آمريكاى شمالى و اسكيمو و بعضى از مناطق آفريقا در قسمت شمال رود نيل و جنوب رامبيز اصلا بردهدارى معمول نبوده است .
و بر عكس در جزيرة العرب و قسمت آفريقاى وحشى و اروپا و آمريكاى جنوبى رواج داشته است . و در ميان ملّت يهود نيز دائر بوده است ، و ما در تورات مىبينيم كه بردگان را به اطاعت صاحبانشان مىخواند . و همچنين در ميان ملّت نصارى دائر بوده است ، و در كتاب پولس به فيلمن ( يعنى نامهاى كه به وى نوشت ) آمده است كه افسيمسوس يك بردهء گريزپا بود كه پولس او را به آقايش بازگردانيد .
مدارا و مهربانى فرقهء يهود با اسيرانشان از همه بيشتر بود . و شاهد بر اين