[ دوّم : آنچه از جهات ممكنه متصوّر بوده ، در اكرام غلامان و كنيزان إعمال نموده ]
دوّم : آنچه از جهات ممكنه متصوّر بوده است ، در اكرام و بزرگداشت غلامان و كنيزان ، و نزديك نمودن شئون حياتيّهء ايشان به زندگى اجزاء آزاد مجتمع إعمال كرده است ، تا به جائى كه غلامان گرچه عين افراد مجتمع نشدند ولى مانند آنها شدهاند . و يك پردهء نازك بيشتر نمانده است تا عين آنها شوند ، و آن پرده اينست كه : آنچه از دسترنج اعمال و افعالشان كه زيادتر از لازمهء حيات ضرورى و لازم آنهاست ، براى خودشان نيست و براى صاحبان آنهاست . و اگر مىخواهى با اين تعبير مطلب را ادا كن كه : در حقيقت هيچ فاصلهاى بين حرّ و آزاد ، با غلام و برده در اسلام نيست مگر اينكه در كارهاى غلام اجازه و اذن صاحبش لازم است .
[ سوّم : اسلام به طرق مختلف در آزادى غلامان كوشيده است ]
سوّم : اسلام به هر حيله و طريق ممكن كه مؤثّر در آزادى غلامان بوده است - بهطورىكه يكباره از اين صنف جدا شوند و به مجتمع آزادگان بپيوندند - به ترغيب و تحريص در مواردى ، و به ايجاب و لزوم در موارد دگرى مانند كفّارات ، و به تجويز و حكم به نفوذ در مثل احكام اشتراط و تدبير و مكاتبه كوشيده است .
8 - جريان بردهدارى در تاريخ :
اينطور گفتهاند كه « 1 » : اوّلين ظهور بردهگيرى بواسطهء اسير گرفتن شد . پيش از جريان اسيرگيرى ، دأب و روش قبيلهها اينطور بود كه چون در جنگهايشان غالب مىشدند ، تمام اسيران را مىكشتند . سپس به نظرشان آمد كه ايشان را زنده بگذارند و مانند سائر غنيمتهاى بدست آمده تملّك كنند . نه به جهت آنكه
هامش
( 1 ) اين گفتار ، از « دائرة المعارف » قسمت مذهب و اخلاق ، تأليف جان هيسينيك ، طبع بريتانيا گرفته شده است . و همچنين از « مجمل التّاريخ » تأليف ه . ج . ولز ، طبع بريتانيا ، و از « روح القوانين » منتسكيو ، طبع طهران ، اخذ گرديده است . ( تعليقه )