[ تطبيق آيات قرآن بر علوم عصر ، راه صحيحى نيست ]
از اينجا به دست مىآوريم كه : اوّلا نبايد پرسيد چرا فلان مطلب در قرآن نيست ؟ چرا قرآن مثلا از حركت سفينهء فضائى بحث نكرده ؟ چرا از شكافتن اتم سخن به ميان نياورده ؟ چرا از مثلّثات كروى ساكت بوده است ؟
و ثانيا كسانى كه خيلى زحمت كشيدهاند و به خود رنج داده و خواستهاند آيات قرآن را بر علوم عصرى تطبيق دهند ؛ همچون مرحوم آية الله سيّد هبة الدّين شهرستانى در كتاب « الهيئة و الإسلام » و شيخ طنطاوى جوهرى در تفسير « الجواهر » راهى درست و استوار را نپيمودهاند . « 1 »
هامش
- . معناى برج برج بودن نيامده است ، بلكه به معنى اظهار زينت و خودنمائى و جلوه دادن است . بنابراين ، معنى اين فقره از دعاى مبارك اين مىشود كه : خداوند اين مدارهاى شگفتانگيزى كه در آسمانهاست و در تعداد و مقدار مشخّصى ، ستارگان را در آن مىچرخاند ؛ متقن و استوار ساخت .
( 1 ) - قرآن عين علم و حقيقت است ، و هيچگاه در قدرت علم نيست كه با او درآميزد و بناى خصومت نهد ؛ بلكه پيوسته همراه با او و مبيّن مشكلات و مفصّل كلّيّات اوست . امّا حديث اينطور نيست . هر روايت و حديثى كه خلاف علم و يا خلاف قرآن باشد قبل از رجوع به سندش مردود است ؛ و كلّما ازداد له صحّة ازداد ضعفا .
در اينجا شيخ محمود ابوريّه در كتاب « أضواء على السّنّة المحمّديّة » طبع سوّم ص 393 و 394 مطلب جالبى دارد كه ما آن را در اينجا ذكر مىكنيم . او مىگويد : « يكى از مشايخ ازهر بر علّامه سيّد رشيد رضا انتقاد كرد كه او چرا بر كعب الأحبار و وهب بن منبّه اشكال وارد كرده و عدم وثوق به روايتشان را اظهار نموده است ؟ او - كه رحمت خدا بر وى باد - اينطور پاسخ داد ؛ پاسخ بسيار مفيد و درهم كوبنده ! ما از آن ، اين مقدار را مىآوريم :
اگر قبول نمائيم كه هر كه را كه جمهور متقدّمين او را موثّق بدانند ، او حتما بايد موثّق باشد - اگر چه خلاف آن به دليل ثابت شود - در اين صورت بابى از طعن و اشكال را به روى خود گشودهايم ؛ چرا كه دليل را كنار زدهايم و در مقدّماتش گرفتار تقليد شدهايم ، و با هدايت قرآن مجيد مخالفت نمودهايم .