عالم مورد قبول بود ، و از علوم واضحه به شمار مىرفت كه آن را از اوّليّات مىشمردند و منكرش را همانند منكر بديهيّات مىدانستند .
در اين مدّت طولانى چه كتابهائى كه در اين موضوع از اوضاع افلاك و كيفيّتشان و تعداد تداوير و ممثّلاتشان نوشته نشد ، و در مدارس علمى به بحث و تدريس و تعليم جاى نگرفت . امّا سپس دورانش سپرى شد و فروريخت . و به دنبالش نظام حركت خورشيد به دور زمين ، و حركت سيّارات به دور خورشيد آمد . و ديرى نپائيد كه آن هم فروريخت ، و نظام حركت زمين و جميع سيّارات به دور خورشيد به جايش نشست ؛ و خدا مىداند كه بعد از اين فرضيّه كه امروزه بر آن اتّفاق دارند ؛ جايگزينش چه خواهد شد ؟ ! بطلميوس « 1 » يا بطليموس (
Petolemee
) رياضى دان و منجّم مشهور و
هامش
- سال مىگذرد .
( 1 ) - بطلميوس از محصّلين مدرسهء اسكندريّه بوده ، و ادارهء خاصّى براى تعيين طول و عرض بلاد تأسيس كرد . و خلاصهء زحمات أبرخس ( هيپارك ) را جمعآورى نموده و در كتاب « مجسطى » خود ضبط نمود . از او علاوه بر كتاب « مجسطى » كه در علم نجوم است ، كتابى در هندسه و كتابى در جغرافيا باقيمانده است . تدقيقات و تحقيقات علماى نجوم در قرون اخيره ، همه از روى « مجسطى » بوده است .
بطلميوس چند دليل براى كرويّت زمين ارائه كرد : يكى پنهان شدن كشتى است از نظر ساكنين سواحل ؛ زيرا اگر زمين كروى نبود ، مىبايست يكباره پنهان و يا آشكارا شود . دوّم :
شرح دليل ارسطو راجع به مسافرت به سمت جنوب و شمال است كه هر چه به شمال نزديكتر شويم ، ستارگان جنوبى پنهان ، و هر چه به جنوب نزديكتر شويم ، ستارگان شمالى غير مرئى مىشوند . و همچنين است دربارهء مسافرت به مشرق و به مغرب كه در صورت اوّل ستارگان غربى غير مرئى ، و در صورت دوّم ستارگان شرقى مخفى مىشوند . سوّم :
طلوع و غروب خورشيد است كه در امكنهء مختلف ، متفاوت است . زيرا اگر زمين مسطّح بود ، بايد آفتاب در همه جا در يك وقت طلوع و در يك وقت غروب كند . خلاصه