مىخندند .
بيان فورمول و سخن كلاسيك جائى است ، و سخن با مردم ، با پدر و مادر و فرزند جاى دگر . و ازاينجهت است كه در كتب هيئت ازاينگونه حركت آسمان ، به حركت ظاهرى آن اسم مىبرند .
و از اين روست كه مثلا در دعاى صباح آمده است : و أتقن صنع الفلك الدّوّار فى مقادير تبرّجه . « 1 » « و محكم و استوار ساخت ساختمان فلك گردنده را ، در نشان دادن و به نمايش گذاردن و جلوه دادن مقادير كواكب و ستارگانى كه در آن قرار دارند . » « 2 »
هامش
( 1 ) - مجلسى در « بحار الأنوار » در كتاب صلاة در باب نافلة الفجر و كيفيّتها و تعقيبها ، از طبع كمپانى ، ج 18 ، ص 606 ، دعاى صباح را از أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است و گفته است كه : آن حضرت بعد نافلهء صبح آن را مىخواندهاند . و در بيان خود در پايان دعا گويد : « اين دعا از ادعيهء مشهوره است ، و من آن را در كتب معتبره نيافتم مگر در « مصباح » سيّد ابن باقى . و نيز يك نسخه از آن را يافتم كه مولانا درويش محمّد اصفهانى كه جدّ پدر من از طرف مادر است ، آن را بر علّامه نور الدّين علىّ بن عبد العالى كركى قرائت كرده ، و او به جدّم اجازه داده است كه بخواند . » و نيز مرحوم مجلسى اين دعا را در كتاب دعاى « بحار » آورده است .
( 2 ) - بايد دانست كه : فلك به معنى مدار است همچنانكه در قرآن كريم وارد است كه هريك از خورشيد و ماه و روز و شب در فلكى يعنى در مدارى شناورند ؛ آيات 38 تا 40 ، از سورهء 36 : يس :وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ * لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ .و امّا در هيئت بطلميوسى فلك را جسم كروى شكل توپر مىدانستند كه ستارگان در آن مصمت و ميخكوب شدهاند و اين جسم كروى با مجموعهء ستارگان داخل آن حركت مىكند .
لفظ فلك در دعاى شريف به معنى جسم كروى نيست ، و تبرّج هم در لغت به