بگو اى پيامبر ! آن قرآن براى كسانى كه ايمان آوردهاند ، كتاب هدايت و شفاى از امراض است . و امّا كسانى كه ايمان نياوردهاند ، در گوشهايشان سنگينى است . و اين قرآن براى آنها كورى و نابينائى است .
آنان كسانى هستند كه از راه دور ، مورد خطاب و ندا واقع مىشوند ؛ و از دور چيزى را مىشنوند . »
[ معناى عزّت قرآن كه به هيچوجه منفعل نمىشود و شكستناپذير است ]
در اين آيات ، قرآن را به صفت عزّت توصيف كرده است :
وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ .
عزيز در مقابل ذليل است . ذليل يعنى قابل تأثّر و انفعال . ذلّت حال ، تأثّر و شكستگى را گويند .
قرآن عزيز ، عزيز است يعنى ابدا در موضوعات و احكام و محتويات آن شكستگى و بطلان و نسخ راه ندارد . علوم بشرى نمىتواند از آن خرده بگيرد و در احكام و مطالبش فتورى حاصل كند ؛ و مانند كتابهاى ديگر ، فرضيّههايش دچار اشكال و بطلان گردد . باطل و تباهى و خرابى به او راه ندارد .
نه ميان دو دستش و در برابر و مقابلش ؛ آنچه از سابقين از انبياء و مرسلين ، و اولياى مقرّبين ، و حكماى الهيّين ، و دانشمندان و علماى مورّخين ، و اطبّاى روحى و روانى ، و پزشكان مادّى و طبيعى ، و امم و طوائف رسيده است و تا زمان آدم بو البشر را بيان نمودهاند ؛ قرآن در برابر همگى ايستاده و قائم بوده و هيچ منفعل نشده و ايرادى و اشكالى بدان وارد نمىشود .
بر تورات و انجيل فعلى ، صدها اشكال عقلى و نقلى وارد است كه تحريف آنها را از وحى اوّلى آسمانى مبيّن مىدارد . بهطورىكه پاسبانان و پاسداران آنها از عهدهء پاسخ فروماندهاند ، و در برابر سؤالات بجاى پرسندگان ، عقبنشينى مىكنند و ذليل مىشوند . و لذا اين دو كتاب فعلا از جوامع علمى ، و از بحث و تحليل خارج شده ، و در گوشهء كليساها و كنيساها بطور منزوى و