[ كلام عماره ( فقيه يمنى ) در عداوت بنى اميّه با آل رسول ]
فقيه و عالم و شيخ يمنى : عماره ، در تعريض به كلام يزيد و استكبارش و بهتان و رسوائيش در برابر امام زمان و قطب دائرهء امكان و حجّت بر جميع خلقان ، بسيار شيوا سروده است ؛ و للّه درّه و على الله أجره :
غصبت اميّة إرث آل محمّد * سفها و شنّت غارة الشّنئان ( 1 )
و غدت تخالف فى الخلافة أهلها * و تقابل البرهان بالبهتان ( 2 )
لم تقتنع أحلامها بركوبها * ظهر النّفاق و غارب العدوان ( 3 )
و قعودهم فى رتبة نبويّة * لم يبنها لهم أبو سفيان ( 4 )
هامش
- كتاب « أحكام » ص 155 ، از جزء 4 ، از صحيح خود ، از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم تخريج نموده است كه : ما من وال يلى رعيّة من المسلمين فيموت و هو غاشّ لهم إلّا حرّم الله عليه الجنّة - انتهى . ( اين روايت را نيز مسلم در باب استحقاق الوالى الغاشّ لرعيّته ، ص 67 ، از جزء اوّل ، در صحيح خود آورده است . ) و ايضا امام احمد از حديث أبو بكر در صفحهء ششم از جزء اوّل از مسندش روايت نموده است كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : من ولى من امور المسلمين شيئا فأمّر عليهم أحدا محاياة ، فعليه لعنة الله . لا يقبل منه صرفا و لا عدلا حتّى يدخله مدخلهم . و بخارى در ورقهء مذكوره ، از صحيح خود تخريج نموده است كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود : ما من عبد استرعاه الله رعيّته فلم يحطها بنصيحة إلّا لم يجد رائحة الجنّة - انتهى . » و معانى اين روايات با رعايت ترتيب بدين قرار است : « 1 - هيچيك از واليان نيستند كه امور رعيّت مسلمان خود را به دست گيرند و بميرند درحالىكه به آنان از در خيانت و غشّ وارد شده باشند ، مگر آنكه خداوند بهشت را بر ايشان حرام مىگرداند . 2 - كسى كه مقدارى از امور مسلمين به او واگذار شود و او كسى را به جهت ارتزاق و معيشت بر آنان امير گرداند ، پس بر او باد لعنت خداوند . خداوند از او هيچ عمل خير و انفاقى را قبول نمىنمايد ، و هيچ عدالت و دادى را نمىپذيرد تا اينكه او را هم در جايگاه آنان داخل كند . 3 - هيچ بندهاى نيست كه خداوند پاسدارى رعيّتش را به او سپرده باشد و او را از راه خير خواهى و مصلحتجوئى آنها وارد نشده باشد ، مگر آنكه بوى بهشت به مشام او نمىرسد . »