« سوگند به پروردگار كعبه ! طيّبون و پاكان ما هستيم ؛ كه خداوند ميان ما و شما را تميز داده است ! » برير بن خضير گفت : اى فاسق ! خداوند ترا از پاكان و طيّبان قرار داده است ؟ ! او گفت : اى واى بر تو ! كيستى تو ؟ گفت : من برير بن خضيرم . در اين حال هر دو يكديگر را سبّ كردند . » « 1 »
[ خواندن سر بريدهء امام حسين عليه السّلام بر بالاى نيزه ، آيه كهف را ]
شيخ مفيد ، و أمين الإسلام طبرسى هر دو روايت كردهاند كه : « پس از آنكه سر حضرت را به كوفه نزد عبيد الله بن زياد آوردند و زينب سلام الله عليها و اسراء را با حضرت سجّاد عليهم السّلام وارد كردند ، و آن گفتگوى عجيب و محاجّهء لطيف از حضرت زينب صورت گرفت ؛ چون صبح شد عبيد الله بن زياد دستور داد تا سر حضرت را بر سر نى زده و در طرق و شوارع كوفه و در ميان قبائل گردانيدند .
از زيد بن أرقم روايت است كه إنّه قال : مرّ به علىّ و هو على رمح ، و أنا فى غرفة لى . فلمّا حاذانى ، سمعته يقرأ :
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً
. « 2 » فقفّ و الله شعرى ، و ناديت : رأسك و الله يا ابن رسول الله أعجب و أعجب ! » « 3 » « گفت : من در غرفهام بودم كه آن سر را كه بر سر نيزهاى زده بودند از جلوى غرفهء من عبور دادند . چون سر در برابر و محاذى من شد ، شنيدم كه اين
هامش
( 1 ) - « إرشاد » مفيد ، طبع سنگى ، ص 252
( 2 ) - آيه 9 ، از سورهء 18 : الكهف
( 3 ) - همان مصدر ، ص 266 و 267 ؛ و « إعلام الورى » ص 248