« كنز الفوائد » نقل مىكند كه :
« و قد وصل بعض هذه الخيول إلى مصر ، فقلعت نعالها و سمّرت على أبواب الدّور تبرّكا . و جرت بذلك السّنّة عندهم ؛ فصار أكثرهم يعمل نظيرها و يعلّق على أبواب الدّور . » « 1 » « بعضى از اين اسبهائى كه بر بدن حسين عليه السّلام تاختند ، به مصر رسيدند . در آنجا نعلها را از اسبان كندند و بيرون آورده ، با ميخهائى بر در خانههايشان به جهت تبرّك كوبيدند . و اين سنّت در ميان آنها جارى شد ؛ بهطورىكه اكثر آنها نظير آن نعلها را مىساختند و بر در خانهها آويزان مىكردند . »
[ كلام بيرونى در علّت كوبيدن بنى اميّه ، شكل نعل اسب را بر در منازل خود ]
و ليكن ما در اينجا عين عبارت بيرونى را ذكر مىكنيم كه از نقل و حكايت مقرّم جانخراشتر است :
« و اتّفق فيه ( أى فى العاشر من المحرّم ) قتل الحسين بن علىّ بن أبى طالب رضى الله عنهم ، و فعل به و بهم ما لم يفعل فى جميع الامم بأشرار الخلق ؛ من القتل بالعطش و السّيف و الإحراق و صلب الرّءوس و اجرا الخيول على الأجساد . فتشاءموا به . » « و در روز دهم از محرّم كه عاشوراست ، كشته شدن حسين بن علىّ بن أبى طالب رضى الله عنهم اتّفاق افتاد . و به او و يارانش كارى شد كه در جميع امّتها با اشرار خلق اين گونه كار نشده است ؛ از كشتن با عطش ، و كشتن با شمشير ، و سوزاندن و آتش زدن ، و بر سر دار كردن سرها ، و تاختن اسبان بر اجساد . و بنابراين آنروز را روز مباركى نمىدانند . » و بيرونى در دنبال اين مطلب گويد : « و امّا بنو اميّه در اين روز لباسهاى نو در بر مىكنند ، و زينت مىنمايند ، و سرمه به چشمان مىكشند ، و عيد رسمى
هامش
( 1 ) - « مقتل الحسين عليه السّلام » للسّيّد عبد الرّزّاق المقرّم ، ص 362 ، از « آثار الباقية » ص 329 ، طبع ليدن