مىگيرند ، و مجالس سور و وليمه برپا مىدارند ، و ضيافتها مىكنند ، و شيرينىها و چيزهاى گوارا مىخورند . و اين رسم در ميان مردم در زمان ملك و حكومتشان جارى بود و پس از انقراض و از بين رفتنشان نيز در ميان مردم باقى است .
و امّا شيعه در اين روز نوحه و ناله و زارى مىكنند ، و گريه مىكنند از جهت تأسّفى كه بواسطهء قتل سيّد الشّهداء در اين روز واقع شده است . و در مدينة السّلام ( مدينهء رسول ) و ديگر شهرها از بلاد ، اقامهء عزا و ماتم مىنمايند .
و در اين روز براى زيارت اهل قبور براى تربت مسعود حسين به كربلا مىروند .
و بدين جهت است كه عامّهء مردم در اين روز از نو كردن و تجديد ظروف و اثاث البيت خوددارى مىنمايند و آن را ناپسند مىشمارند . » « 1 » و « 2 »
هامش
( 1 ) - « الآثار الباقية عن القرون الخالية » تأليف أبى ريحان محمّد بن احمد بيرونى خوارزمى ، طبع ليدن ، ص 329
( 2 ) - آية الله عاملى سيّد شرف الدّين ( ره ) در كتاب « النّصّ و الاجتهاد » طبع دوّم ص 341 و 342 گويد : « جنايات و فظايع يزيد از اوّل عمرش تا انتهاى امرش ، زياده از آنست كه دفاتر و كتب بتوانند آن را در بر گيرند ، و يا قلمها و دواتها بتوانند از عهده برآيند .
جنايات او چهرهء تاريخ را مشوّه و فاسد كرده است . و صفحات كتب سيرهنويسان را سياه نموده است . پدرش معاويه مىديد كه او سگباز و ميمونباز است ، و داراى بازها و يوزپلنگهاى شكارى است ، و بر خمر خوردن و فسق و فجورش اطّلاع داشت ، و فظايع امور او را مشاهده مىنمود ، و شهوترانى وى را با زنان آوازه خوان مىنگريست ، و از لؤم و خباثت او به تمام معنىالكلمه خبر داشت ، و مىدانست كه وى را نمىتوان حتّى در يك دانه هستهء خرما امين شمرد و بر پوست آن هسته ولايت داد ؛ با وجود اين حال چگونه او را در اوج خلافت رسول الله بالا برد ؟ و بر تخت فرمانروائى و امامت مسلمين داخل نمود ؟ و وى را مالك رقاب امّت ساخت ؟
و با اين عمل خود با امّت رسول اكرم غشّ نمود ؛ درحالىكه بخارى در ورقهء اوّل از