بود . « 1 » روزى بر سر شراب بنشست و در طرف راستش ابن زياد بود . ( و اين داستان پس از قتل حسين عليه السّلام است . ) در اين حال روى خود را به ساقى كرده و گفت :
اسقنى شربة تروّى مشاشى « 2 » * ثمّ مل فاسق مثلها ابن زياد ( 1 )
صاحب السّرّ و الأمانة عندى * و لتسديد مغنمى و جهادى ( 2 )
1 - كاسهء شرابى به من بده ، تا جان و طبيعت مرا سيراب كنى ! و پس از آن برگرد و مثل آنچه را كه به من دادهاى ، به پسر زياد بنوشان ! 2 - او صاحب اسرار و امانت من است ، و براى تسديد غنيمت و جهاد من كمر بسته است .
هامش
- « أقرب الموارد » گويد : « حيوان درندهاى است كه با او صيد مىكنند . بسيار تنگ خلق و شديد الغضب و جهنده و داراى خواب طولانى است . و در مثل است كه هو انوم من الفهد . « او خوابش از يوزپلنگ سنگينتر است . » »
( 1 ) - در « النّصّ و الاجتهاد » ص 341 در جنايات يزيد گويد : « پس از آنكه مجرم بن عقبه مدينه را تباه ساخت ، براى جنگ با عبد الله بن زبير عازم مكّه شد . ( چون وى در مكّه بود و مردم با او بيعت به خلافت نموده بودند . ) مجرم در راه مرد و پس از او حصين بن نمير با عهدى كه يزيد به او داده بود رياست لشكر را به عهده داشت . با سپاهيانش به مكّهء مكرّمه نازل شد و عرّادهها و منجنيقها دور خانهء خدا نصب كردند ، و به سپاهيانش واجب كرد تا هر روز ده هزار قطعه سنگ به كعبه بيفكنند . او زبيريان را در بقيّهء محرّم و صفر و دو شهر ربيع الأوّل و ربيع الثّانى محاصره كرد ؛ چاشتگاهان براى جنگ مىرفتند و شبانگاهان نيز مىرفتند ، تا اينكه مرگ طاغيه يزيد رسيد ، و منجنيقها به بيت الله الحرام اصابت نموده آن را با حريقى هم كه واقع شد خراب نموده بود . »
( 2 ) - مشاشة جمعش مشاش است يعنى : نفس و يا طبيعت . گفته مىشود : فلان طيّب المشاشة يعنى طيّب الخلق . ( أقرب الموارد )