تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
سنگ و كلوخى آنها را جست و كشت . و همه را آواره كرد ، و خوف و هراس انداخت . دستها و پاها بريد و بر تنه‌هاى درخت خرما بر دار آويزان كرد ، و چشمهايشان را ميل كشيد و كور كرد ، و همه را فرارى داد و بپراكند و متفرّق و متشتّت نمود . به‌طورىكه شيعيان از عراقين ( كوفه و بصره ) كه محلّ و موطنشان بود ، همه كنده شدند ، و هيچ‌كس نماند مگر آنكه يا كشته شد ، يا بر سر دار رفت ، يا پا به فرار گذارد . » « 1 » متجاوز از پنجاه سال أمير المؤمنين عليه السّلام را بر بالاى منابر و در خطبه‌ها لعن مىكردند ، تا در سنهء 99 هجرى كه خلافت به عمر بن عبد العزيز رسيد ، فرمان داد كه لعنت را ترك كنند . فجايع بنى اميّه صفحهء تاريخ را سياه كرده است . درست شياطينى
هامش
( 1 ) - اين روايت در « كتاب سليم بن قيس هلالىّ » شيعهء نامدار و ثقه و مورّخ امين است كه از سلمان و أبو ذرّ و بعضى از اصحاب ديگر روايت مىكند ، و محضر حضرت سجّاد إمام زين العابدين عليه السّلام را ادراك كرده ، و در سنهء 90 هجرى خائفا و هاربا وفات يافته است . و اين روايت در ص 199 تا ص 204 از كتاب اوست . و بسيارى از علماء از او نقل كرده‌اند ؛ از جمله مجلسى در « بحار الأنوار » ، و شيخ سليمان قندوزى در « ينابيع المودّة » باب 30 ، ص 104 ، از طبع اوّل اسلامبول ، و محدّث قمّى در « منتهى الآمال » ج 1 ، ص 172 . حضرت صادق عليه السّلام دربارهء كتاب سليم مىفرمايند : من لم يكن عنده من شيعتنا و محبّينا كتاب سليم بن قيس الهلالىّ ، فليس عنده من أمرنا شىء و لا يعلم من أسبابنا شيئا . و هو أبجد الشّيعة ؛ و هو سرّ من أسرار آل محمّد صلّى الله عليه و آله سلّم . « از شيعيان ما و دوستداران ما كسى كه نزدش كتاب سليم بن قيس هلالى نباشد ، در امر ما چيزى را نمىداند و از اسباب ما چيزى را مطّلع نيست . كتاب سليم ، ابجد شيعه است ؛ و سرّى است از اسرار آل محمّد عليهم السّلام . » ( مقدّمهء كتاب سليم ، ص 11 ، به نقل از « بحار » و نيز « سفينة البحار » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 651 )