بودهاند كه در مقابل نور حقيقت نبوى و سرّ ولايت علوىّ قيام كردهاند . از مطالعهء دقيق حالات و طرز رفتارشان ، براى ما مفاد اين كريمهء مباركه تجلّى مىكند :
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ وَ كَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصِيراً
. « 1 » « و همينطور است اى پيامبر كه ما براى هر پيغمبرى ، دشمنى را از ميان مجرمان قرار داديم ، و پروردگار تو در هدايت و نصرت كافى است ؛ و با وجود او نياز به هدايت و نصرت دگرى نيست . »
[ بنى اميّه قيامشان براى از ريشه بر كندن قرآن بوده است ]
مبارزهء با قرآن از به دو طلوع قرآن تا امروز ادامه دارد ؛ هر روز به شكل خاصّ و نهج مخصوصى . جنگهاى مشركين و كافرين از قريش و غير قريش با رسول خدا ، فقط براى برداشتن قرآن و به منصّه ننشستن آن بود .
در مدّت اقامت رسول خدا در مدينه حدود هفتاد جنگ واقع شد كه اگر قسمت بر زمان اقامت كنيم ، بطور متوسّط در هر دو ماه يكبار پيامبر اكرم براى دفاع و حفظ و حراست از قرآن مجبور بودند جنگ نمايند . در زمان أمير المؤمنين عليه السّلام دفاع از قرآن به صورت ديگرى بود . معاويه مجسّمهء خباثت و پليدى و خرابكارى ، همان منويّات أبو سفيان : پدرش را كه در جنگهاى بدر و احد و أحزاب و غيرها چه مصيبتهائى بر مسلمين آوردند ؛ در لباس ديگر اجرا كرد و موبهمو عمل كرد .
سيرهء معاويه هدم اركان اسلام ، و هدم قرآن بود در لباس اسلام و در پوشش قرآن . و اين به مراتب از جهت عمق و تأثير ، از جنگهاى پدرش أبو سفيان شديدتر و ضرباتش مهلكتر بود .
هامش
( 1 ) - آيه 31 ، از سورهء 25 : الفرقان