تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
مستعدّه و صرفه ، براى غايت خلقت و منظور از آفرينش . اطّلاع بر اين تجهيزات و امور طبيعى ، مسائل علمى است كه شخص بواسطهء علم بدان مىرسد ؛ و حكم عقل به لزوم به كار بستن آنها حكمى است اعتبارى كه نتيجه‌اش لزوم إعمال قواى مادّى و طبيعى و روحى در مجراى خلقت و روند حيات است . ما هيچ‌گاه به مسائل علم مهر اعتبار نمىزنيم ، و هيچ‌گاه امور اعتباريّه را نيز در مسند مسائل علم نمىنشانيم ؛ هر كدام جاى خود و محلّ خود را حائز است ، ولى مىگوئيم ، و بر آن هزار تأكيد داريم كه : راهى براى به كار بستن معلومات و غرائز و فطريّات غير از حكم عقل نداريم . اين دوّمى حكمى است كه نفس ، اعتبار و جعل مىكند بر روى مسائلى كه از راه و روش علم بدست آورده است ، نه آنكه نفس معلومات فطرى و غرائز خود به خود علّت تامّه براى عمل باشند و مجرّد عنوان فطرت و سازمان طبيعت كافى براى عمل گردد . بلكه نفس انسان چون به مسائل علم دربارهء فطرت آشنا شد و آنها را زير نظر گرفت ، در اين حال حكم عقلى به لزوم متابعت و پيروى از آنها را صادر مىنمايد . حضرت علّامه به وضوح اين مرحله را نشان داده‌اند كه : فقط عمل طبيعت و فطرت كافى در كاربرد آنها نيست ؛ اختيار و اراده بايد ضميمه شود . در اين حال اگر زمام را بدست عقل نظرى و شعور مردمى كه در بسيارى از جهات ، حيوانات در آنها مشتركند بسپاريم چه بسا كاركرد انسان از طريق و روند فطرت منحرف مىشود ؛ و اگر زمام را بدست عقل انسان من حيث هو إنسان بدهيم ، اينجاست كه حكم فطرى تحقّق مىيابد و عقل اين جهازات را براى وصول به كمال انسانيّت در استخدام خود در مىآورد . بنابراين حكم عقل ، طبق مسائل فطرت و تجهيزات آفرينش واقع شده است .