تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
نتيجه و راه بدست آوردن حكم اعتبارى واقع مىشوند . نفس انسان بعد از اطّلاع بر مسائل علمى آنها را پيوسته صغرى براى برهان قرار مىدهد ؛ و بواسطهء حكم عقلى كه زائيده و پروردهء خود اوست ، و آن را پيوسته كبراى مسئله مىنهد ، يك برهان صحيح تشكيل داده و به نتيجه مىرسد . صغرى مثل اينكه : خوردن سمّ موجب زوال زندگى است ، و كبرى مثل اينكه : هر چه موجب زوال زندگى است اجتناب از آن لازم است ؛ نتيجه مىدهد : خوردن سمّ لازم الاجتناب است .
مقدّم چون پدر ، تالى چو مادر * نتيجه هست فرزند اى برادر
آنچه علّامه فرموده‌اند اينست كه : از حقائق ، اعتباريّات توليد نمىشوند ؛ نه اينكه حقائق را براى نتيجهء يك برهان ، نمىتوان به عنوان مقدّمه از آن بهره‌گيرى نمود . البتّه برهانى كه يكى از مقدّماتش امر اعتبارى است - چون نتيجه تابع أخسّ مقدّمتين است - نيز اعتبارى خواهد بود . براى إنتاج يك مسألهء فلسفى و علمى نمىتوان از مقدّمات اعتبارى ، چه در صغرى و چه در كبرى استمداد كرد ؛ امّا نتيجه گرفتن امر اعتبارى را به طريقهء برهان ، از مقدّمات فلسفى و علمى كه مقدّمهء ديگرش امر اعتبارى باشد هيچ اشكال ندارد . در بسيارى از نتائج امور اعتباريّه و احكام و قوانين تحقيقا يك مقدّمهء برهان ، مسأله‌اى از مسائل علمى است . گفتار حضرت علّامه كه : احكام فطرى عبارت است از احكامى كه سازمان خلقت و طبيعت در سرشت انسان به وديعت نهاده است و روند حركت انسان را در سير مدارج كمالى خود ميسّر و ميسور مىسازد ، عالىترين و منطقىترين گفتار است . زيرا فطرت و سرشت همان‌طوركه شرحش خواهد آمد عبارت است از : سازمان وجودى مادّى و معنوى و تجهيز قوا و استعداد براى به فعليّت در آمدن نفس مبهمه و هيولاى