تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
اعجاب و شگفت گرديده است ؛ مناسب بود كه از بچّه‌طلبه‌هاى « حاشيه » خواندهء ما پرسيده شود تا به راحتى بيان كنند : خوب و بد و قبح و حسن ، و بسيارى از كلمات عامّ البلوى مثل عامّ و خاصّ و مطلق و مقيّد ، چون بسيط مىباشند و در جوهرهء آنها تركيب نيست ، لهذا تعريف آنها به معرّفى كه شامل حدّ و رسم باشد ، چه تامّ و چه ناقص ، محال است ؛ فلهذا تعاريفى كه براى آنها شده است همگى شرح الاسم مىباشند .

تنبيه ششم :

صاحب مقالهء بسط و قبض تئوريك شريعت ، در بخش چهارم از كتاب خود : « دانش و ارزش » بعد از آنكه در بخش‌هاى قبل از آن ، به عقيدهء خود ، عدم امكان تشكيل برهان عقلى را در مسائل حسن و قبح و ارزش‌ها و خوب و بدها ، و بطور كلّى در جميع اعتباريّات اثبات كرده‌اند ؛ و چنين تصوّر نموده‌اند كه به نيروى منطق شكافى ابدى ميان واقعيّت و اخلاق افكنده‌اند ؛ « 1 » خواسته‌اند آن بايدى كه مادر و آغاز بايدهاست نشان دهند . در اينجا چون اوّلا آيه مباركهء فطرت را به گونهء خاصّى معنى كرده‌اند كه با حقيقت امر مطابقت ندارد ، و ثانيا مدّعى شده‌اند كه در قرآن كريم ، در بايدها استفاده از مسائل طبيعت و فطرت نشده است ؛ و هيچ حكمى در اين كتاب مقدّس آسمانى نيست كه بر اصل مسائل علمى و واقعيّت تكيه زند و حقائق را به صورت جزء برهان عقلى منطقى براى استنتاج احكام صادرهء خود به استخدام در آورد ، ناچار لازم ديديم بحثى مختصر در اين دو موضوع بنمائيم :

[ موضوع اوّل : تفسير نادرست آيه فطرت ، از مؤلّف « دانش و ارزش » ]

امّا دربارهء آيه فطرت :
بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْواءَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ * فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ
هامش
( 1 ) - « دانش و ارزش » ص 289