مثابهء تشديد در امر رباست . به جهت آنكه بقيّهء گناهان كبيره اگر چه قرآن كريم دربارهء آنها اعلان مخالفت نموده و لحن خطاب و سخن را تشديد كرده است ، و ليكن سياق گفتار و تهديد و تشديد در تحريم آنها از اين دو مسئله پائينتر است ، حتّى مسألهء زنا و شرب خمر و قمار و ظلم و آنچه از اينها عظيمتر است مثل قتل نفس محترمه كه خداوند حرام نموده است ، و مثل فساد ؛ تمام اين امور از امر ربا و از امر تولّى دشمنان دين پائينتر هستند .
و اين نيست مگر به جهت آنكه آن معاصى از فردى و يا افرادى - در گسترش آثار شوم و فاسدش - تجاوز نمىكند ، و سرايتش فقط راجع به بعضى از جهات نفوس است ، و حكومتى بر ايشان نيست مگر در اعمال و افعال ؛ بخلاف اين دو معصيت . زيرا كه آثار شوم و سوء تأثير اين دو به حدّى است كه بنيان دين را منهدم مىكند و اثر دين را با خاك مىپوشاند ، و نظام حيات نوع را تباه مىسازد ، و بر روى فطرت انسان پرده مىكشد و حكمت فطرت را ساقط مىنمايد ؛ بهطورىكه فطرت در بوتهء نسيان بدست فراموشى بحت فرومىرود ؛ بنا بر توضيحى كه فىالجمله - إن شاء الله العزيز - خواهيم داد .
آرى ، جريان تاريخ در تشديدى كه كتاب الله در امر اين دو مسئله نموده است گواهى است صادق ، زيرا سستى و مداهنه و تولّى و محبّت و ميل به دشمنان دين ، امّتهاى اسلاميّه را چنان در مهبط هلاكت ، و سقوط در ورطهء نابودى فروبرد كه همگى مورد نهب و غارت ديگران شدند ، و براى خودشان نه مالى باقى ماند و نه آبروئى و نه جانى ؛ نه حقّ مردن را داشتند و نه حقّ زيستن را . به ايشان اجازه داده نمىشد كه بميرند ؛ و آنها را به حال خودشان وانمىگذاشتند تا از موهبت حيات و زندگانى بهرهمند گردند . دين از خانه و لانهء ايشان هجرت كرد ، و جميع فضائل رخت بر بست .
و ربا خوارى به جائى رسيد كه گنجها و ثروتها متراكم شد و آقائى و
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 488
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٨٨