خداوند مىگويد :
رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى .
« 1 » « موسى و برادرش به فرعون گفتند : پروردگار ما كسى است كه به هر چيزى آنچه را كه لازم خلقتش بوده است عطا كرده است ، و پس از آن ، آن را به سوى غايت و هدف از آفرينشش هدايت نموده است . » و أيضا مىگويد :
الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى * وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى * وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى * فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوى .
« 2 » « آن پروردگارى كه آفريد ، و سپس تسويه و تعديل و منظّم و مرتّب ساخت . و آنكه اندازه گيرى كرد ، و سپس به سوى هدف رهنمون شد . و آنكه نبات و گياه را از زمين بيرون كشيد ، و سپس آن را خشك و سياه نمود . »
[ 2 - سير كمالى انسان ، ضرورة در اجتماع متحقّق مىگردد ]
2 - نوع انسانى از كلّيّت شمول اين حكم مذكور ، يعنى شمول هدايت عامّه مستثنى نيست . زيرا كه مىدانيم : نطفهء انسان از به دو شروع در تكوّن و موجوديّتش متوجّه به سوى انسان كاملى است كه تمام آثار و خواصّ انسانيّت را در بردارد ؛ و در مسير خود مراحل جنين بودن و طفوليّت و بلوغ و جوانى و كهولت و پيرى را مىگذراند .
با اين تفاوت كه انسان با سائر انواع حيوانات و نباتات و غير اينها از آنچه ما مىدانيم ، در يك امر فرق دارد ، و آن اينست كه : انسان به علّت وسعت نيازمنديهاى تكوينى و كثرت نواقص وجودى خود ، به تنهائى قدرت بر تتميم نواقص وجودى و رفع حوائج حياتى خود ندارد . يعنى يك فرد انسان ، به تنهائى زندگانى انسانى براى او به نحو أوفى و تامّ و تمام ميسور نمىشود ، و محتاج است به تشكيل اجتماع منزل ، و پس از آن اجتماع مدنى و شهرى كه با
هامش
( 1 ) - قسمتى از آيه 50 ، از سورهء 20 : طه
( 2 ) - آيات 2 تا 5 ، از سورهء 87 : الأعلى