تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
غيرش بواسطهء ازدواج و تعاون و كمك و تعاضد امور خود را بگرداند . و بنابراين بايد جميع افراد انسان با تمام قواى خود كه بدان مجهّز شده‌اند ، براى جميع افراد مساعدت و كوشش نمايند و سپس حاصل كردارشان را در ميان همه تقسيم كنند ؛ و هر كدام به مقدار نصيبش كه بر پايهء وزن اجتماعى وى بوده است بهره ببرد . و اين مدنيّت و اجتماعى بودن از طبايع انسان نيست ، به معنى اينكه از ناحيهء طبيعت اوّليّهء او منبعث شده باشد . بلكه از ناحيهء آنست كه : انسان داراى طبيعتى است كه با آن غير خود را تا سرحدّى كه راه بدان داشته باشد ، استخدام نموده و در تحت امر و خدمت خود مىگيرد . انسان ، امور طبيعى و سپس اقسام نباتات و حيوانات را در راه مقاصد حياتى خود استخدام مىنمايد ؛ و لهذا براى استخدام فردى و يا افرادى همانند خودش جرئتش بيشتر است . امّا از آنجائى كه براى آن افراد كه از هر جهت در اميال و مقاصد و در جهازات و قوا مانند او هستند ، تساوى و برابرى را مىبيند ، ناچار بنا بر مسالمت گذارده و به قدر حقوقى كه براى خود معيّن مىكند ، بايد به همان مقدار به ايشان تسليم نمايد . تضارب و تدافع در منافع ، بدان منتهى مىشود كه حتما بايد برخى با برخى ديگر در عمل تعاونى شركت نمايند و پس از آن ، حاصل أعمال در ميان همه قسمت شود و بهر كس به مقدارى كه استحقاق دارد ، از آن حاصل ، بهره داد . و حاصل آنكه : اجتماع انسانى صورت نمىگيرد و آباد و معمور نمىشود مگر به اصول علميّه و قوانين اجتماعيّه‌اى كه جميع آن مجتمع آنها را محترم بشمارند ، و مگر به پاسدار و نگهبانى كه آنها را از خرابى و ضايع شدن مصون دارد و آنها را در اجتماع جارى و سارى سازد . در اين حال عيش و زندگانى