جستهاند . » « 1 »
[ معناى فطرى بودن أحكام دين مقدّس اسلام ]
ما براى روشن ساختن مواضع اشتباه صاحب مقاله ، بايد بحثى دربارهء فطرت و معناى آن بنمائيم ، و سپس اشتباهات را ذكر كنيم . آيه صريح و واضحى كه در قرآن كريم از خلقت انسان بر اساس فطرت پرده برمىدارد و دين مبين اسلام را نيز بر اساس و اصل فطرت بر مىشمرد ، آيه سىام از سورهء سىام قرآن ( سورهء روم ) است :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ * مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ .
« 2 » « بنابراين ، برپا بدار وجههء خود را به دين اسلام درحالىكه از تمام مرامها و مذاهب اعراض نموده و ميل و گرايشت بدان بوده باشد . فطرت خدائى را محكم بگير و بدان تمسّك كن ؛ آن فطرتى كه خداوند مردمان را با آن سرشته است . در آفرينش خدا تبديل و تغييرى نيست . اينست دين استوار ؛ و ليكن بيشتر از مردم نمىدانند .
تو اى پيامبر با مؤمنينى كه به خدا گرويدهاند ، بايد به سوى او انابه و رجوع كنيد ، و بايد تقواى او را داشته باشيد ، و نماز را برپا بداريد ؛ و از مشركين نباشيد : از كسانى كه دين خود را جدا ساختند و به دستهها و گروههاى مختلف منشعب شدند . هر حزبى به آنچه در نزد خود دارد خوشحال است . »
هامش
( 1 ) - « كيهان فرهنگى » شمارهء سرى 52 ، تير ماه 1367 شمسى ، شمارهء 4 ، مقالهء بسط و قبض تئوريك شريعت ، ص 17 ، ستون اوّل و دوّم
( 2 ) - آيات 30 تا 32 ، از سورهء 30 : الرّوم