در تمام دوران عمر و زندگيش از علم سير نشود ، و در فراگرفتن علوم نافعه لحظهاى دريغ نكند ، ذلّت و پستى و بىاعتبارى را چنانچه با خدا باشد محبوبتر و پسنديدهتر از عزّت و شرف و مقام و منزلتى بداند كه با غير خدا باشد ، و تواضع در نزد او بهتر باشد از شرف .
چنانچه كسى به وى خدمت مختصرى كند و كار پسنديده و خوبى انجام دهد گرچه بسيار كوچك و كماهمّيّت باشد آن را عظيم و بزرگ و بسيار مىشمرد ؛ و اگر او به كسى خيرى برساند گرچه بسيار بزرگ باشد آن را كوچك و كمارج به حساب مىآورد ، جميع مردم را از خودش بهتر مىبيند ، و در پيش خود خودش را بدترين آنها مىداند ؛ و اينست تمام امر . » يا هشام ! لا دين لمن لا مروّة له ؛ و لا مروّة لمن لا عقل له . « 1 » « اى هشام ! كسى كه مروّت ندارد ، دين ندارد ؛ و كسى كه عقل ندارد ، مروّت ندارد . »
[ شرح و تفسير بعضى از فقرات حديث ]
محقّق فيض كاشانى در شرح و بيان فقرهء : تواضع للحقّ تكن أعقل النّاس « براى حقّ ، فروتنى و تواضع كن ، تا اينكه از جميع مردم عاقلتر باشى ! » فرموده است :
« يعنى تواضعى را كه با مردم مىكنى ، منظور و مقصودت خدا باشد نه غرض ديگر ، زيرا كسى كه براى خدا تواضع و كوچكى كند خدا او را بالا مىبرد ؛ همانطوركه در حديث وارد است .
يا آنكه بگوئيم : مراد از تواضع براى حقّ ، اقرار به او و اطاعت و انقياد در برابر اوست ، و اين مقتضاى عقل است .
هامش
( 1 ) - « اصول كافى » ج 1 ، ص 13 تا ص 19 ؛ و « وافى » كاشانى ، طبع حروفى ، ج 1 ، ص 86 تا ص 93