مگر براى آنكه ايشان بدون واسطهء آراء و افكار مشوّشه و مختلط ، حقّ و واقعيّت را از خدا بگيرند ؛ و بواسطهء انبياء و رسل كه اولو العقول الكاملة هستند به سوى حقّ راه يابند ، و به عقول جزئيّهء ناقصهء متباينهء خود اعتماد ننمايند تا گمراه شوند و اختلاف كنند .
بنابراين بهترين كسى كه دعوت پيغمبران را پذيرفته و لبّيك گفته باشد كسى است كه عرفانش به خدا نيكوتر باشد ، و داناترين مردم به احكام و شرايع خدا كسى است كه عقلش بهتر باشد ؛ و كسى كه عقلش كاملتر باشد آنكس است كه در دنيا و آخرت منزلتش رفيعتر و مقامش بالاتر و عالىتر باشد . » يا هشام ! إنّ للّه على النّاس حجّتين : حجّة ظاهرة و حجّة باطنة .
فأمّا الظّاهرة فالرّسل و الأنبياء و الأئمّة عليهم السّلام ؛ و أمّا الباطنة فالعقول .
« اى هشام ! خداوند براى مردم دو حجّت گذارده است : يك حجّت ظاهر و يك حجّت باطن ؛ حجّت ظاهر رسولان و پيغمبران و امامان عليهم السّلام هستند ، و حجّت باطن عقلهاى ايشانست . » يا هشام ! الصّبر على الوحدة علامة قوّة العقل . فمن عقل عن الله اعتزل أهل الدّنيا و الرّاغبين فيها ، و رغب فيما عند الله ؛ و كان الله أنسه فى الوحشة ، و صاحبه فى الوحدة ، و غناه فى العيلة ، و معزّه من غير عشيرة .
« اى هشام ! شكيبائى و پايدارى در تنها زيستن ، علامت قوّت عقل است .
بنابراين كسى كه عقلش به پايهاى رسد تا بتواند در هر امرى از امور خودش بدون واسطهء بشرى علم و درايتش را از خداوند اخذ كند ، از مردم و از كسانى كه دل به دنيا بستهاند و رغبت بدان دارند كناره مىگيرد ؛ و از خود دنيا و زينتها و اعتباريّات آن پهلو تهى مىكند ، و به آنچه در نزد خداست از خيرات حقيقيّه و
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 444
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٤٤