اين گونه تمسّكى كه بدين شرف عظيم نائل آيد كدام است ؟ ! آن كسى كه قرآن را و تأويلش را از ما اهل بيت و از سفراى ما كه وسائط ميان ما و ميان شيعيان ما هستند بگيرد ، نه از آراء و نظريّههاى مجادلان و بحثكنندگانى كه با ما رابطهاى ندارند .
بنابراين ، آنكس كه قرآن را به نظر و رأى خود تفسير كند ، اگر احيانا هم آن تفسيرش صحيح و مطابق با واقع اتّفاق افتاد ، در اخذ اين تفسير از غير اهلش اشتباه كرده و به خطا در افتاده است . و اگر آن تفسيرش خطا در آمد ، و در قرآن با نظريّه و رأى خود به اشتباه رفت ، در اين صورت نشيمنگاه خود را در آتش قرار داده است . »
[ روايات وارده در عدم جواز تفسير به رأى ، فوق حدّ تواتر است ]
مرحوم استاد الفقهاء و المجتهدين شيخ مرتضى أنصارى در كتاب اصول خود « رسائل » گويد : اخبار و روايات واردهء در اين باب بقدرى است كه در كتاب « وسائل الشّيعة » در باب قضاء ، مؤلّف آن آيت الله شيخ حرّ عاملى رضوان الله عليه ادّعا كرده است كه از حدّ تواتر تجاوز مىنمايد . « 1 »
[ ناحيهء چهارم : تأويل و توجيه علوم غيبيّه ، در اصل همان روح مكتب مادّيّون است ]
ناحيهء چهارم از اشكال آنست كه : آيا با نپذيرفتن جنّ و تخبّط شيطان ، در مسألهء رباخواران و تأويل به مرض صرع و ميكرب ، در همينجا مسئله متوقّف مىشود ؛ و يا بايد آن را بر جميع چيزهائى كه چشم نمىبيند و گوش نمىشنود و علوم تجربى و طبيعى و پزشكى نمىتواند آن را اثبات كند ، امثال فرشتگان و روح و وسائط عالم بالا و بالأخره بهشت و دوزخ و ميزان و صراط و موقف و حشر و نشر ، و ذات اقدس پروردگار ، سرايت داد ؟ ! اگر بگويند : متوقّف مىشويم و سرايت نمىدهيم ، مىگوئيم : به چه علّت ؟ با آنكه ملاك و معيار و مناط عدم پذيرش در جميع اين مسائل واحد
هامش
( 1 ) - كتاب « رسائل » محشّى طبع طهران ، ص 61