بربايد ؟ ! نه اقتصاد مدوّن ، نه سياست مدوّن ، نه حكمت گرهگشا ، و نه پويائى كارساز داشت . و از جهان معاصر خود تقريبا هيچ نمىدانست .
و ديگر چه جاى توقّع بود كه مشتغلان به حكمت و ادب ، انديشههاى آراسته و تزيين كرده و حقّ و باطل بهم آميختهء فرنگ را واگذارند ، و دل به چند رأى مشوّش و ادب خشك ببندند ؟ ! آن ، نه توطئهء تاريخ بود ، نه مقتضاى وجود موهومى بنام غرب ؛ بلكه لازمهء رويارويى توانمندان و ناتوانان بود . » « 1 »
[ پاسخ گفتار مقالهء بسط و قبض ، گفتار مؤلّف كتاب « راه طىشده » است ]
پاسخ اين گفتار ، عين مطلبى است كه : آقاى مهندس مهدى بازرگان در كتاب « راه طىشده » آوردهاند . ايشان مىگويند :
« مطلبى كه در اينجا در حاشيهء مبحث اصلى پيش مىآيد ، و خود موضوع قابل مطالعهء جداگانهايست ، تأثير خصوصيّات مذهب مسيح در طرز فكر و طرز انتقاد مخالفين امروزى مذاهب در دنيا مىباشد .
البتّه اغلب انتشاراتى كه در كشور ما عليه اديان ديده مىشود و جنبهء جدّى علمى دارد ، ترجمهء مستقيم يا اقتباس غير مستقيم از نوشتههاى اروپائيان است .
اگر دقّت كرده باشيد ، در اين انتقادها چه بطور صريح و چه تلويحا نظر به ديانت و به روحانيّون مسيحى مىباشد . انتقادكنندگان غالبا به همانجا متوقّف شدهاند . بعضى ديگر از آنها ابدا اطّلاع از اسلام نداشته ، يا نخواستهاند آن را به حساب بياورند . و بعضى ديگر توجّه ضعيف به آن كردهاند ، بهطورىكه در عالم مطلق تحقيق اين مطالعات و انتقادات كاملا ناقص و نارسا هستند .
البتّه ما مسلمين حضرت عيسى عليه السّلام و تعليمات او را از جانب
هامش
( 1 ) - مقالهء بسط و قبض تئوريك شريعت ، « كيهان فرهنگى » شمارهء 50 ، ارديبهشت ماه 1367 ، شمارهء 2 ، ص 17 ، ستون دوّم