به سوى خدا و عرفانش و براى تحقيق از سرّ عالم خلقت و علوم حقّهء حقيقيّه باشد ، خداوند رحيم نيز باران فيض رحمت خود را بر آنان مىبارد و دلهايشان را از انوار جمال و جلال خود درخشان مىگرداند . مولانا در دفتر دوّم « مثنوى » گفته است :
هر كجا دردى دوا آنجا رود * هر كجا فقرى نوا آنجا رود
هر كجا مشكل جواب آنجا رود * هر كجا پستى است آب آنجا رود
آب كم جو تشنگى آور بدست * تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا سقاهم ربّهم آيد خطاب * تشنه باش الله أعلم بالصّواب « 1 »
و همچنين با تكرار سه بيت اوّل در دفتر سوّم گفته است :
هر چه روئيد از پى محتاج رست * تا بيابد طالبى چيزى كه جست
حقّ تعالى كاين سماوات آفريد * از براى رفع حاجات آفريد
هر كه جويا شد بيابد عاقبت * مايهاش درد است و اصل مرحمت
هر كجا دردى دوا آنجا رود * هر كجا فقرى نوا آنجا رود
هر كجا مشكل جواب آنجا رود * هر كجا پستى است آب آنجا رود
آب كم جو تشنگى آور بدست * تا بجوشد آبت از بالا و پست « 2 »
و چقدر عالى و پرمحتوى ، سنائى حكيم عليه الرّحمة و الرّضوان اين واقعيّت را در قالب نظم در آورده است :
دل آنكس كه گشت بر تن شاه * بود آسوده ملك از او و سپاه
بد بود تن چه دل تباه بود * ظلم لشكر ز ضعف شاه بود
اين چنين پرخلل دلى كه تو راست * دد و ديوند با تو زين دل راست
هامش
( 1 ) - همان مصدر ، ج 2 ، ص 153 ، سطر 9 و 10
( 2 ) - همان مصدر ، ج 3 ، ص 283 ، سطر 6 تا 9