و در كشف همين موادّ بود كه ساختن نقره و طلا را امكانپذير دانستند .
محمّد بن زكريّاى رازى كتابى نوشته است به نام : « إنّ صناعة الكيميا إلى الوجوب أقرب منها إلى الامتناع » .
ابن جلجل در « طبقات الأطبّاء و الحكماء » گويد : محمّد بن زكريّاى رازى در صنعت كيميا ( شيمى ) تحقيقاتى كرد ، و چهارده مقاله در علم كيميا تأليف نمود .
در فهرست تأليفات رازى نام سه كتاب ديده مىشود كه در آنها عقيدهء يعقوب بن إسحاق كندى « 1 » را كه مبنىبر بطلان صنعت كيمياست ، ردّ كرده است .
بسيارى از بزرگان متصوّفه بدين كار اشتغال داشتهاند . نامهاى جابر بن حيّان « 2 » و ذو النّون و جنيد بغدادى و محيى الدّين عربى و شمس تبريزى و
هامش
- كه از اعمال اساسى اين علم است جارى و معمول داشتند . اينكه در كتب شيمى مىنويسند لاوازيه موجد اين علم مىباشد ، بايد در نظر داشت كه هيچ علمى اعمّ از كيميا يا غير آن دفعة ايجاد نشده است ؛ چنان كه لابراتوارهاى هزار سال پيش مسلمين و اكتشافات مهمّهء آنها در اين علم نمىشدند [ نمىبود ] هيچوقت لاوازيه نمىتوانست قدمى به جلو بگذارد . » و در ص 629 گويد : « مسلمين يك سلسله موادّى را اكتشاف نمودند كه در استعمالات روزانهء شيمى و صنعت ، محلّ حاجت مىباشند ؛ مثل جوهر گوگرد و الكل . و الرّازى كه در سال 940 [ ميلادى ] وفات يافته است اوّل از همه تفصيل تمام آنها را در كتاب خود بيان نموده است ؛ مثل : از تقطير زاج سبز ، جوهر گوگرد استخراج نمودن ، و از تقطير موادّ نشاستهاى يا موادّ قندى تخميرشده ، الكل بيرون آوردن . »
( 1 ) - يعقوب بن اسحاق كندى ، عالىمقامترين فيلسوف عرب در قرن سوّم هجرى است ، زيرا كه تاريخ برخى از مؤلّفاتش در سنهء 222 هجرى قمرى است . شرح و ترجمهء احوال وى را ابن نديم در « الفهرست » ، و ابن أبى اصيبعه در « طبقات الأطبّاء » ذكر كردهاند .
( 2 ) - در تعليقهء ص 627 از « تمدّن اسلام و عرب » ، گوستاو لوبون گويد : « جابر را