تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
أبو زكريّاى رازى « 1 » و غيرهم بوجود آمدند .
هامش
- مثلك ، لأمرتك بإبطال هذه الكتب من العلم . « در عالم چيزى نيست كه در آن از جميع چيزها نبوده باشد . سوگند به خدا كه بتحقيق آقاى من ( منظور از آقا حضرت امام صادق است ) مرا توبيخ نمود بر كارم و گفت : سوگند به خدا اى جابر ! اگر نه اين بود كه من مىدانستم كه اين علم را از تو فرانمىگيرد مگر كسى كه اهليّت آن را داشته باشد و مىدانستم به علم قطعى و يقينى كه او هم مثل تست ، هرآينه به تو امر مىكردم كه تمام اين كتابها را باطل كنى ! » و آن كتابها ، كتب رياضى و شيمىاى بود كه حقيقت علمش بر عصرها سبقت داشت . گفته شده است : او علمش را از خالد بن يزيد و سپس از امام جعفر اخذ كرده است ؛ جابر بن حيّان دائما در عباراتش با لفظ : « سيّدى » به امام اشاره مىكند و سوگند مىخورد و امام را مصدر الهام براى خود مىشمرد . وى در مقدّمهء كتابش كه به نام « الأحجار » است مىگويد : و حقّ سيّدى لو لا أنّ هذه الكتب باسم سيّدى صلوات الله عليه لما وصلت إلى حرف من ذلك إلى الأبد . « و سوگند بحقّ آقايم كه اگر اين كتابها به نام آقايم نبود - كه درودهاى خدا بر او باد - من تا ابدهم به حرفى از آن راه پيدا نمىنمودم . » مستشرق كراوس (Kraus) كه ناشر كتب او در عصر اخير است براى او چهل تأليف ذكر كرده است و ابن نديم در قرن چهارم هجرت ، بيست كتاب ديگر را بر آن اضافه مىكند . ابن نديم از او اين گفتارش را نقل مىكند كه : من در علم فلسفه سيصد كتاب تأليف نمودم و يك‌هزار و سيصد رساله در صنايع مجموعه و آلات حرب ، سپس در علم طبّ كتاب عظيمى را به رشتهء تأليف در آوردم . پس از آن ، كتابهاى كوچك و بزرگى را تأليف كردم ، و در علم طبّ قريب پانصد كتاب نوشتم . سپس بر رأى ارسطاطاليس ، در علم منطق تأليف نمودم ، پس از آن أيضا كتاب زيج را نوشتم كه قريب سيصد ورق بود ، سپس كتابى را در زهد و مواعظ نگاشتم و در عزائم ( واجبات ) كتابهاى بسيارى نوشتم كه همگى خوب بود . و در اشيائى كه به خواصّ آن عمل مىشود كتابهاى كثيرى را تأليف نمودم . و پس از آن قريب پانصد كتاب در نقض فلاسفه نوشتم ، و پس از آن كتابى در صنعت تأليف نمودم كه به « كتاب الملك » معروف شد و كتابى كه به عنوان « رياض » معروف شد . » ( 1 ) - أبو زكريّا محمّد بن زكريّاى رازى صاحب كتاب « الحاوى » از اعاظم اطبّا و