نيست ؛ آن مأمور و محكوم حكم خداست .
[ علماء اسلام ، برجستهترين دانشمندان ، و پدران علوم طبيعى هستند ]
و ثانيا : علم طبيعيّات در حوزههاى علميّه از بين نرفته است . اينك هم با الهيّات ، مباحث طبيعيّات را مىخوانند . علماى راستين اسلام پايهگذار تمدّن غرب بودهاند ، و در جميع فنون طبيعى داراى مقام شامخى بودند كه فعلا نظير و مشابهى از آنان را در غرب مشاهده نمىنمائيم .
امّا دربارهء علم شيمى : امروزه مىگويند : اختلاف اجسام و عناصر مادّى مانند آهن و طلا و ذغال و اكسيژن در اثر اختلاف تعداد پروتونها و الكترونهائى است كه به دور هسته در گردش هستند و نيز مربوط به طرز قرار گرفتن آنها مىباشد . بهطورىكه اگر بتوانيم اين نظام را از يك جسم تغيير دهيم و به نظام جسم ديگر درآوريم جسم ديگر را ايجاد كردهايم .
و از طرفى در نتيجهء تغيير يافتن نظام الكترونها مىتوان اشعّهء ايكس و طيف نورانى را صادر كرد . و براى اوّلين بار دو نفر انگليسى به نام دالتون و كاسرافت اين عمل را در مورد ليتيوم انجام داده و آن را به هليوم تبديل نمودند .
قدماء ما خيلى از اين بالاتر رفتهاند ، و علم جديد نتوانسته است هنوز به كشفيّات آنها و اصل گردد .
ايشان فلزّات را قابل زندگى و داراى نوعى از حيات و مرگ مىدانستند و براى آنها توليد مثل قائل بودند . روى همين اصل هم در صدد برآمدند تا فلزّات را به يكديگر مخصوصا به طلا تبديل كنند . و اين فكر نه تنها در نزد مسلمين بوده است بلكه از قديم الأيّام از زمان افلاطون به يادگار گذارده شده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - آنچه امروزه بدان رسيدهاند ، كشف ساختمان اتمى اشياء و فهميدن علّت اختلاف خواصّ عناصر با يكديگر است ، كه به جهت اختلاف تعداد الكترونها در مدار آخر و