الحكماء المتشرّعين . » « 1 » « و ظاهرا بلكه يقينا ، نيرومندترين وسائل كمك ، و مهيّاترين اسباب و موجبات وصول براى دريافت كردن مرادها و مقصودهاى امناى وحى الهى ، و گفتار انبياء و اوصياء عليهم السّلام فقط منوط به آنست كه آدمى كلمات حكماى اهل شريعت را بفهمد . » حقير رسالهاى در اهتمام و لزوم خواندن علم حكمت و عرفان بطور مختصر نگاشتهام ؛ و نام جمع كثيرى از جهابذهء علماء و أساطين فقاهت تشيّع را از صدر اسلام تا كنون كه به علم فلسفه و عرفان اهتمام أكيد داشتهاند ، و خودشان با حائز بودن مقام فقه و حديث ، از مدرّسين عالىمرتبهء اين علوم محسوب مىشدهاند ، ضبط و ثبت نمودهام كه هنوز بطبع نرسيده است . « 2 » اينك كه لزوم تدريس و تحصيل حكمت متعاليه و فلسفهء ساميه ، و تحصيل عرفان و ربط به عالم ربوبى و جهان ماوراءطبيعت و لقاى حضرت احديّت ، و لزوم مشاهده و معاينه و برهان يقينى بر ربط قديم با حادث و احاطه و سيطرهء خداوند خالق حكيم و عليم ، در حوزههاى مقدّسهء علميّه كه دانشگاههاى انسانسازى و آدمپرورى و مكتب تعليم و تعلّم قرآن و اشاعهء روح و سرّ پيامبر و مقام ولايت است روشن شد و ضرورت شديد آن مشهود گشت ، لازم است عين عباراتى را از نويسندهء مقالهء بسط و قبض تئوريك شريعت ذكر كنيم ، تا علاوه بر آنچه ذكر شد ، مواضع اشتباه و نادرستى آن سپس معلوم شود .
ايشان اينطور گفتهاند :
[ عبارات مقالهء بسط و قبض تئوريك شريعت در ردّ فلسفهء إلهى ]
« آيا مىتوان امروزه بىاعتنا به طبيعيّات نوين ( يعنى دانشهاى
هامش
( 1 ) - « الفردوس الأعلى » ص 42
( 2 ) - « جنگ خطّى شمارهء 7 » ص 349 تا ص 355