تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
ما بعد الطّبيعة كه فلسفهء علم سنجيده و استوارى نداشته باشد ، و از بحث‌المعرفهء فربه و توانائى مدد نجويد ، مجموعه‌اى از اقوال پراكنده خواهد بود ؛ نه منظومه‌اى از آراى بهم پيوسته . » « 1 »

[ بحث در إلهيّات و فلسفهء ما بعد الطّبيعة ، ربطى به بحث در طبيعيّات ندارد ]

اينك در پاسخ اين مطالب گفته مىشود كه : تمام اين احتمالات و اشكالاتى كه به صورت استفهام در مجموعهء مذكوره آمده است ، فقط بايد گفت : مطالبى است بدون دليل ، و مدّعائى است فاقد برهان . خطابه‌ايست تنظيم شده از عدم مطالعه و تحقيق ، و شعرى است از عدم تفهّم و تدقيق . اوّلا : فلسفهء ما بعد الطّبيعة و الهيّات بالمعنى الأعمّ و بالمعنى الأخصّ چه ربطى به فلسفه و علم طبيعى دارد ؟ ارتباط علوم از حيث پيوستگى و عدم پيوستگى ، بايد يا از ناحيهء موضوع باشد و يا از ناحيهء حكم ، و به عبارت جامع : يا از ناحيهء مسائل و يا از ناحيهء غايت . حكمت الهى و فلسفهء ما بعد الطّبيعة در هيچيك از اين نواحى ، با مسائل طبيعى وارد در علوم تجربى با ملاحظهء توسعه‌اش ، ابدا مربوط نيست . در حكمت الهى بحث از علّت و معلول ، و تقدّم و تأخّر ، و وحدت و كثرت ، و وجود و ماهيّت ، و جوهر و عرض ، و أمثال ذلك مىشود ؛ و اثبات قادر حىّ ازلى ابدى سرمدى شاعر حكيم عليم قدير مختار ذى المشيّة و الاراده از طرق مختلفهء ابطال دور و تسلسل ، و عينيّت علّت با معلول در وجود و اختلافشان بر حسب تنازل و تصاعد ، و غيرها مىگردد . و در طبيعيّات بحث از حركت و زمان و مكان و مادّه و قوّه و تكوّن زمين و آسمان و انهار و اشجار و احجار و خورشيد و ماه و پيدايش معادن و بدن انسان و طبّ و هيئت و نجوم و مسائل فيزيكى و مسائل شيميائى و أمثالها مىباشد . بگوئيد : آيا اين دو علم در
هامش
( 1 ) - همان مصدر ، ص 16 ، ستون اوّل