و أمّا الكتب الّتى ذكرتها فإن كان فيها ما وافق كتاب الله ، ففى كتاب الله عنه غنى ؛ و إن كان فيها ما يخالف كتاب الله ، فلا حاجة إليه ، فتقدّم بإعدامها ! « و امّا كتابهائى را كه نام بردى ، پس اگر در ميان آنها چيزى هست كه با كتاب خدا موافق باشد ، بنابراين بواسطهء داشتن كتاب خدا از آنها مستغنى هستيم ؛ و اگر در ميان آنها چيزى هست كه با كتاب خدا مخالف باشد پس نيازى به آن نيست ؛ بنابراين در نابود كردن آنها اقدام كن ! » فشرع عمرو بن عاص فى تفريقها على حمّامات الإسكندريّة و إحراقها فى مواقدها . « 1 » و « 2 » « بنابراين دستور ، عمرو بن عاص ، آن كتابها را در حمّامهاى اسكندريّه پخش كرد ، و همه را در تونهاى آنها آتش زد . » اين گفتار ، سدّ باب تحقيق و تدقيق ، و نشر علوم و فرهنگ دنيا و آخرت است ، و عينا مانند گفتار ديگر عمر است كه : حسبنا كتاب الله « كتاب خدا ما را بس است . » در قرآن اگر مفسّرى و پاسدارى چون عترت نباشد ، دستاويز هر شخص جنايتكار مىشود ؛ و با آيات قرآن نيز استشهاد و احتجاج بر حكومت جائرهء خود مىنمايد . و فهميدن روايات ائمّه عليهم السّلام هم ، چون داراى مرتبهء واحدى نيستند و بسيارى از آنها بر علوم دقيقهء عقليّه استناد دارند ، اگر علوم
هامش
( 1 ) - « الغدير » ج 6 ، ص 298 و ص 300
( 2 ) - مرحوم آية الله حاج شيخ مرتضى مطهّرى ، كتابى دارد به نام « كتابسوزى ايران و مصر » و در آنجا از شواهدى عديده اثبات مىكند كه : كتابسوزى ايران و مصر شايعهاى است كه امروزه اروپائيان براى جلوه دادن مخالفت اسلام با علم و فرهنگ انتشار دادهاند .