تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
اتّكائش بر اصالت توحيد ، تهى بودن فلسفهء بيگانگان مشهودتر مىشود . و فعلا حوزه‌هاى گرم تدريس اين كتاب چه در نجف اشرف و چه در بلدهء طيّبهء قم و چه در دار العلم اصفهان و چه در مشهد مقدّس رضوى و سائر اماكن علم و مراكز دانش ، ديدگان خفّاش صفت معاندان اسلام را كور كرده است .

[ تهيدستى فلسفهء غرب و فلاسفهء غربى ]

آيا در اين صورت جاى تأسّف نيست كه ما زوال تدريس و بحث از اين سفر گرامى را در حوزه‌هاى علميّه بنام فلسفهء كهن آرزو كنيم ؛ « 1 » و از علم بىمحتواى بيكن و فلسفهء ميان تهى كانت و دكارت دم زنيم ؟ ! و يا مثلا با توأم كردن فقه و فلسفهء جديد از افكار فرويد و برتراند راسل مدد بجوئيم ؟ و عمل لواط قوم
هامش
( 1 ) - بايد دانست كه : فلسفه و حكمت فعلى در « أسفار اربعه » بكلّى با حكمت يونان مغايرت دارد . ملّا صدرا ، تار و پود آن فلسفه را از ميان برداشت . و اين حكمت ، فلسفهء حقيقى و واقعى است روى اساس برهان كه عقل آن را امضا مىكند و پشتوانهء دين مقدّس اسلام و شرع مبين است . عبد الحليم جندى در كتاب « الإمام جعفر الصّادق » ص 293 گويد : « وزير صنعانى كه فوتش در سنهء 840 و صاحب كتاب « ترجيح أساليب القرءان على أساليب اليونان » است چنين مىگويد كه : ائمّهء اهل بيت ، منطق يونانى و ارسطاطاليسى را نمىدانستند ، و ادلّهء خود را در توحيد ، در صور منطقيّه نمىريختند ؛ و فقط در منهج قرآنى كه اساس آن اعتبار است مشى مىكردند . و امام علىّ در خطب و مواعظ خود آن منطق را نمىدانست . و ائمّه ، ادلّهء توحيد را بدون ترتيب مقدّمات منطق و بدون تقسيمات متكلّمين بيان مىنموده‌اند . وزير صنعانى چنين مقرّر مىدارد كه : اسلوب مسلمين ، ارجح و احجى است از اسلوب منطقيّين ، چرا كه اين اسلوب انبياء و اولياء و ائمّه و سلف است در نظر و مناظره ؛ امّا بعضى از متكلّمين و انواع مبتدعه در جهت خلاف با اين اسلوب بوده‌اند ، بنابراين ، تكلّف ورزيده و تعمّق نموده ، و از معانى جليّه با عبارات خفيّه تعبير آورده‌اند . » عبد الحليم در ص 279 گويد : « راجر بيكن كه مرگش در سنهء 1294 ميلادى است مىگويد : لو اتيح لى الأمر لحرقت كتب أرسطو كلّها لأنّ دراستها يمكن أن تؤدّى إلى ضياع الوقت ، و إحداث الخطاء ، و نشر الجهالة . »