بردارند ، ابرى تشكيل و باران رحمت سرازير خواهد شد .
علّت امراض ، قهر خدايا تلافى است كه از ما بهتران بواسطهء آسيبى كه به آنها رسيده است مىكنند . و راه علاج آب دعا ، يا طلسم و تسخير ارواح است . » « 1 » پنجم : توجّه و عنايت تامّ و تمام به مكتب غرب و دانشمندان اروپائى و علماى امور تجربى و طبيعى و مكانيك ، و بىاعتنائى به علماء و فقهاى اسلام ؛ و آنان را بنام آخوندها در رديف كشيشها ذكر كردن « 2 » و خلاصه افراد جامد ، و راكد ، و كوته فكر ، و كوتهنظر معرّفى نمودن . و بطور كلّى سوابق خدمات نوابغ علم و علماى فعلى را كه در متن فكر و انديشه غوطهورند ، فراموش كردن و نگاه به لابراتوار فلان فرانسوى و يا آزمايشگاه فلان انگليسى دوختن .
از جمله مطالب اوست كه :
« پيشرفت علوم نه تنها عالم طبيعتشناس را به جائى آورده است كه عملا موحّد مىباشد ، بلكه صفات ثبوتيّهء خدا را هم خيلى بهتر از امثال علّامهء حلّى و شيخ مرتضى انصارى درك مىكند .
درست است كه او الله أكبر به لفظ نمىگويد ، ولى بزرگى و وسعتى كه از دنيا يعنى از مصنوع خدا فهميده است ، و قدرتى كه حتّى در درون يك اتم سراغ دارد ؛ ميليونها برابر آن چيزى است كه در قرون سابق با هيئت يونانى فرض مىنمودند . » « 3 » و « 4 »
هامش
( 1 ) - « راه طىشده » ، ص 59
( 2 ) - همان مصدر ، ص 48 : « امّا كدام دين ؟ دين كشيشها و آخوندها ! دين تحريفيافتهء كسانى كه طبيعتى و ماوراءطبيعتى قائلند . آنهائى كه دين را ممزوج با افكار قديمى و تابع علوم و فلسفهء غلط يونان نمودهاند ، و اصرار دارند آن را هميشه در قالب يك سلسله تشريفات و ظواهر كهنهء مندرس جلوه دهند . » - تا آخر .
( 3 و 4 ) - همان مصدر ، ص 52 و 53 ؛ و در ص 53 نيز مىگويد : « دانشمند