تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
صريحا آمده است كه : بنا بر فرض انكار روح و بقاى آن ، بازهم مطلب ما جاى خود را از دست نمىدهد ؛ و ارزش خود را حائز است . گفتار ايشان در حقيقت بحثى است بر روى روش انبياء و نتائج زحماتشان در تكميل بشريّت ، و پيدايش معاد و روز بازپسين ؛ امّا اين بحث فقط بحثى است فيزيكى و مكانيكى . به‌طورىكه در اين چهار چوب ختم مىشود ، و با اقرار و اعتراف به نتائج حاصلهء از اين مادّه و روابط دقيق و عميق آن پايان مىپذيرد . دوّم : انكار روح مجرّد ، و بطور كلّى جميع مجرّدات . نه نامى از فرشته‌اى برده شده ، نه از ملك مقرّبى و نه از عالم علوى . بلكه صريحا و تلويحا انكار عالم معنى را در مقابل عالم مادّه ، و انكار عالم علوى را در برابر عالم سفلى ، و انكار تمايز روح را از جسم مىكند . « 1 » و دعا و توسّل را بدون اثر مىداند . و صحّت و سلامت را تنها در امر بهداشت و مراعات دستورات حفظ الصّحة مىبيند ، چه به حضرت مريم و يا حضرت عبّاس توسّل بشود يا نشود . « 2 » سوّم : آنكه بطور كلّى علم حكمت و فلسفه را ضايع و باطل مىداند ، و انتشار آن را در بلاد مسلمين در زمان خلفاى عبّاسيّين ، ناشى از مبارزهء با مكتب
هامش
( 1 ) - در همين كتاب ، ص 109 مىگويد : « بطور خلاصه تمام آن دعواها كه علماى قديم بر سر جسم و ذات و مادّه و روح مىكردند ، به اينجا ختم شد كه جز انرژى چيز ديگرى در بين نيست . و مقدار كلّ انرژى موجود در دنيا يا بعبارة اخرى مقدار كلّ دنيا ، ثابت و لا يزال است . » - انتهى . اين گفتار عين سخن مادّيّون است . و آنها بيش از اين چيزى نمىگويند . در اينجا حكيم الهى است كه مىتواند گفتار آنها را ابطال كند ؛ و گرنه دانشمند فيزيكى و يا زيست‌شناس ، همين‌جا متوقّف مىشود و خواهى نخواهى سر تسليم فرودمىآورد . بايد دانست كه براى استدلال بر توحيد ، و برهان عقلى ؛ خواندن درس حكمت و فلسفه از ضروريّات است . ( 2 ) - كتاب « راه طىشده » طبع اوّل ( سنهء 1327 هجرى شمسى ) ص 60