تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
علّامه بعد از نقل اين گفتار ، علّتى را كه زجّاج براى كلام خود آورده است ذكر كرده‌اند كه : « عرب مىگويد : ما به شما چنين و چنان كرديم . و مراد از كلمهء شما خود آنها نيستند ؛ نياكانشان هستند . و در قرآن هم آمده است :
وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ
. « 1 » « و ياد بياوريد اى قوم يهود ! زمانى را كه از شما پيمان گرفتيم ؛ و كوه طور سينا را بر بالاى سرتان نگهداشتيم . » كه در اينجا خطاب به يهود زمان پيغمبر است بواسطهء عملى كه خداوند با يهود زمان حضرت موسى كرده است . و علىهذا ثمّ به معناى واو نيست . و از اين طريق داراى معناى تراخى خودش مىباشد . اين كلام زجّاج بود . » « 2 » حضرت علّامه ، دليل زجّاج را بر صحّت استعمال اين گونه خطاب ، براى افادهء معناى تراخى در اينجا به دو دليل ردّ كرده‌اند . نه آنكه براى ثمّ اثبات معناى واو نموده باشند . يعنى مىگويند ثمّ داراى معناى تراخى است ؛ و بواسطهء آن دو حقيقتى كه بيانش را فرموده‌اند ، در تراخى استعمال شده است ، نه به جهت علّتى كه زجّاج ذكر كرده است . و از ردّ زجّاج ، ردّ ثمّ را در تراخى نكرده‌اند تا كلام أخفش كه به معناى واو گرفته است ثابت شود ؛ بلكه تعليل زجّاج را در استعمال ثمّ در تراخى ردّ كرده‌اند تا كلام خودشان ( كه بواسطهء بيان آن دو حقيقت ، ثمّ در تراخى استعمال شده است ) ثابت گردد . و آنچه را كه حضرت علّامه در جلد 16 ، دربارهء اين آيه آورده‌اند
هامش
( 1 ) - آيه 63 ، از سورهء 2 : البقرة ( 2 ) - « الميزان فى تفسير القرءان » ج 8 ، ص 18 تا 20