است . « 1 » و نظائر اين قبيل استدلالها كه پاسخش بر خواننده پوشيده نيست ؛ از آنها صرف نظر شد .
[ استوار نبودن استدلال كتاب « خلقت انسان » به آيات قرآن ]
و همچنين از اتّهامى كه به حضرت علّامه استاد قدّس الله سرّه زده و در بحث و توضيح اضافى به ايشان نسبت دادهاند كه :
« آقاى طباطبائى در مقالهء مورد بحث ، با مراجعه به تفسير جزء هشتم « 2 » راجع به آيه 11 از سورهء شريفهء أعراف ، و براى بىاثر ساختن مدلول تكاملى بسيار نمايان آن آيه ، چنين فرمودهاند كه : در آيه 11 أعراف ، حرف ثمّ عطف ترتيبى و تراخى نيست ، بلكه اين حرف به معناى واو است و عطف كلامى مىباشد . » « 3 » عبارات فوق ، خطاى محض و نارواى روشن به عبارات حضرت استاد است .
آنچه حضرت علّامه قدّس الله سرّه ، در مجلّد هشتم در تفسير آيه مباركهء :
وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ
. « 4 » « و به تحقيق كه ما شما را آفريديم . و سپس شما را صورتبندى كرده و شكل داديم . و پس از آن به ملائكه گفتيم كه : شما براى آدم سجده كنيد ! » فرمودهاند اينست كه : ثمّ در اينجا به معناى تراخى حقيقى است . و انتقال خطاب در آيه ، از عموم به خصوص يعنى از خلقناكم و صوّرناكم به ثمّ قلنا للملئكة اسجدوا لآدم كه خطاب دربارهء خصوص آدم پس از جميع بنى آدم ، به فرشتگان شده است ؛ براى اينست كه دو حقيقت را بفهماند و بيان كند :
هامش
( 1 ) - « خلقت انسان » ص 121
( 2 ) - « الميزان » ص 18 تا 20
( 3 ) - « خلقت انسان » ص 185 ، بحث و توضيح اضافى
( 4 ) - آيه 11 ، از سورهء 7 : الأعراف