جسده كيف يخلق ؟ فلمّا حانت و لم يتبالغ الخلق فى رجليه ، أراد القيام فلم يقدر . و هو قول الله : خلق الإنسان عجولا . « 1 » و إنّ الله لمّا خلق آدم و نفخ فيه ، لم يلبث أن تناول عنقودا فأكله . « 2 » « خداوند هنگامى كه آدم را خلق كرد ، اوّلين چيزى را كه از او آفريده دو چشمش بود . آدم در اين حال شروع كرد تا ببيند چگونه آفريده مىشود ؟ در اين حال كه نزديك بود خلقتش تمام شود ، و ليكن هنوز آفرينش به پاهاى وى نرسيده بود ، خواست برپا خيزد امّا نتوانست . و از اينجاست كه خداوند مىفرمايد : انسان بسيار شتابكننده خلق شده است .
و خداوند چون آدم را خلق نمود و در آن دميد ، بدون درنگ دست برد و خوشهاى را گرفت و خورد . » اين روايت گرچه به اصطلاح اهل حديث ، مرسل است ، و ليكن روايت عيّاشى آن را در تفسير خود ، حائز اهمّيّت است . عيّاشى از علماء بزرگ ، و از مفسّران عظيم المنزله ، و در نهايت اتقان و وثوق و اطمينان است .
بعضى از علماء او را بر محمّد بن يعقوب كلينىّ صاحب « كافى » از جهت فضل مقدّم مىدارند .
بارى ! روايات واردهء در مطلب ما بسيار است ، ولى ما اين چند روايت را كه از جهت سند و از جهت دلالت معتبر بود ، انتخاب نموده و در اينجا ذكر
هامش
( 1 ) - در اين روايت عيّاشى از سلمان ، و نيز روايتى كه عيّاشى در تفسير و شيخ در « امالى » ( بنا به نقل تفسير « برهان » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 599 ) از هشام بن سالم نقل كردهاند ، وارد است : خلق الإنسان عجولا ؛ و ليكن در قرآن دو آيه در اين مورد آمده است :
خلق الإنسان من عجل ( صدر آيه 37 ، از سورهء 21 : الأنبياء ) ووَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا( ذيل آيه 11 ، از سورهء 17 : الإسراء ) .
( 2 ) - « بحار الأنوار » طبع حروفى ، ج 11 ، ص 118 و 119 ، حديث شمارهء 49