تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
أجمدها حتّى استمسكت ، و أصلدها حتّى صلصلت . لوقت بمعدود و أمد معلوم . ثمّ نفخ فيها من روحه ، فمثلت إنسانا ذا أذهان يجيلها ، و فكر يتصرّف بها ، و جوارح يختدمها ، و أدوات يقلّبها ، و معرفة يفرق بها بين الحقّ و الباطل ، و الأذواق و المشامّ و الألوان و الأجناس . معجونا بطينة الألوان المختلفة ، و الأشباه المؤتلفة ، و الأضداد المتعادية ، و الأخلاط المتباينة ، من الحرّ و البرد و البلّة و الجمود - الخطبة . « 1 » « و سپس خداوند سبحانه از زمين سخت و سنگلاخ ، و از زمين نرم و هموار ، و نيز از زمين شيرين كه مستعدّ روئيدن گياه باشد ، و از زمين شوره زار غير مستعدّ ؛ پاره خاكى را جمع كرد ، و آن را با آب شستشو داد تا خالص شود ، و با رطوبت در آميخت تا بهم بچسبد . و از آن خاك آميخته شده با رطوبت و ترى ، صورتى را بيافريد كه داراى اعضاء و اطراف ، و داراى پيوستگىها و گسستگىها ( بافت‌ها و مفصل‌ها و غيرها ) بود . خداوند آن را جامد و خشك نمود ، تا خودش را بگيرد و در هم فرونريزد . و محكم و مستحكم ساخت تا مانند كوزهء كوزه‌گر خشك شد . و تا وقت معيّن و زمان معلومى آن را به همين نحو نگهداشت . و پس از آن از روح خودش در آن دميد تا به صورت انسانى جاندار در آمد و برپا ايستاد . كه داراى ذهن و نيروى ادراك دوّار و انديشهء متحرّك شود ، و صاحب فكر ثاقب كه بواسطهء آن در كارها تصرّف كند ، و اعضاء و جوارحى كه آنها را در خدمت خود در آورد ، و آلات و
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغة » خطبهء 1 ؛ و از طبع عيسى البابى الحلبى - مصر با تعليقهء شيخ محمّد عبده : ج 1 ، ص 20 و 21