تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
است . يا بايد قائل به آدم نوعى شويد و بگوئيد كه مراد از آدم در قرآن نوع انسان است ، چه از سابقين و چه از لاحقين ؛ كه شما بدين معنى قائل نيستيد . « 1 » و حضرت استاد علّامه قدّس الله نفسه در تفسير خود ، نوعى دانستن آدم را مردود شمرده ، و آدم را نام براى فرد معيّنى مىدانند . « 2 » و يا در صورت التزام به شخصى بودن آدم طبق آيات قرآن ، بايد دست از نظريّهء تبدّل در انواع برداريد ، و قائل به خلقت دفعيّه و اعجازيّهء حضرت آدم از آب‌وخاك ( گل ) گرديد ! آن اشكال اينست كه : بنا بر نظريّهء دفعيّت در خلقت ، عمر انسان از چندين هزار سال تجاوز نمىكند . و امّا بنا بر نظريّهء تكامل در انواع عمر جهان حتما بايد از صدها ميليون سال تجاوز كند . بعضى گفته‌اند : از دويست ميليون سال پيش ، زندگى و حيات در زمين شروع شده است ؛ و بعضى سيصد ، و چهارصد ، و هشتصد ميليون سال هم گفته‌اند . زيرا بنا بر انتخاب طبيعى ، بايد ميليون‌ها سال بگذرد تا نوعى به نوعى مبدّل گردد . تدريجا و بقدرى آهسته آهسته - بنا بر علوم زيست‌شناسى - اين امر صورت مىگيرد ، تا پس از هزار و يا هزاران سال فقط يك تبدّل جزئى در يك نوع ، آن هم در داخل آن نوع ، از قبيل تبديل بعضى از انگشتان و يا از بين رفتن پاهاى سوسمار پيدا شود . داروين پس از ارائهء فرضيّه‌اش كه مبتنى بر عمر سيصد ميليون سالهء دنيا بود ، نگران بود كه اگر اين مقدار به ثبوت نرسد ، فرضيّهء وى اثرى ندارد . و سپس كه عمر دنيا را به بيش از اين مقدار از روى ساعت‌هاى راديواكتيو اعماق صخره
هامش
( 1 ) - « خلقت انسان » ص 105 ( 2 ) - « الميزان فى تفسير القرءان » ج 4 ، ص 151 و 152
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 175 | السيد محمد حسين الطهراني